مسي خجالتي که حالا بزرگ شده!
شماره خبر : 138415
تغيير چهره آدم ها چنان تدريجي شکل مي گيرند که بندرت جزئيات شان را به خاطر مي سپاريم. ولي تغيير چهره ليونل در يادمان ماند. ليونل از آن پسرک موبلند و مو صاف بدل شد به مردي با موهاي کوتاه رنگ شده.

حميدرضا صدر

تغيير چهره آدم ها چنان تدريجي شکل مي گيرند که بندرت جزئيات شان را به خاطر مي سپاريم. ولي تغيير چهره ليونل در يادمان ماند. ليونل از آن پسرک موبلند و مو صاف بدل شد به مردي با موهاي کوتاه رنگ شده. از پسري که بازيگوشانه دنبال توپ مي دويد بدل شد به مردي که در ماموريت دشواري دنبال توپ مي دويد. اين تغيير آرام آرام شکل گرفت، آهسته آهسته، مثل يک استحاله تدريجي، مثل يک ديزالو بلند، با اين وصف در يادمان ماند. او براي همه همان پسرک خجالتي بود که بي ادعا پا به ميدان مي گذاشت و ماموريتش را وراي وظايفش به نحو خيره کننده اي انجام مي داد. انجام مي داد و به خانه بازمي گشت تا بازي بعد. براي همه پسرک خجالتي بود که توپ طلا را با تبسم کودکانه آميخته به شرم در کت و شلوارهايي که بر تنش زار مي زدند بالا مي برد. يک بار. دو بار. سه بار. چهار بار. پنج بار... همان پسرک خجالتي که همه آرزو مي کردند او را کنار افراد خانواده شان ببينند. همان اطراف. هميشه و همه جا.

 

در ليونل چيزي زميني و ملموس جاري بود. چيزي هياهوهاي رسانه اي چهره هاي معروف را به هيچ گرفته بود. ليونل آنتي تز کريستانو رونالدو بود. آنتي تز خيلي ها. نه دمدمي مزاج بود و نه نق مي زد. اگر توپ طلا را نمي گرفت عليه زمين و زمان حرف نمي زد. اگر هم تيمي هايش در آستانه دروازه به او توپ را نمي سپردند فرياد نمي کشيد. اگر با تکل هاي خشن حريفان به زمين مي غلطيد زير لب ناسزا نمي گفت... ولي ليونل خجالتي بزرگ مي شد. مرد مي شد. موهايش صاف نمي ماندند. پاييز پارسال بود که ليونل در طي ديدار با والنسيا رو به يکي از طرفداران والنسيا ناسزاهاي تندي بر زبان . آورد (همان ديداري که بارسا 2-3 پيروز شد). بر زبان آورد تا لب خوان ها با خيره شدن به تصاوير ضبط شده اش ناسزاهايش را لب خواني کنند. يک بار. دو بار. سه بار... تا رسانه هاي اسپانيايي بنويسند "پسر خونسرد ديگر خونسرد نيست".

  سرانجام آن روز فرا رسيد تا تغيير چهره "ليونل خجالتي به ليونل شورشي" کامل شود. تا تصوير عصيان و خشم او را تمام و کمال ببينيم. با پيراهن ملي. رو به داور برزيلي کنار ديدار آرژانتين و شيلي. پس از خطاي خشني که ژان بيسژور روي او انجام داد. احتمالا بايد از ليونل به عنوان فرد فاصله مي گرفتيم و او را در نماي کلي تيمش مي ديديم. بايد به او نگاه مي کرديم و سيماي آرژانتين به تنگ آمده را دوره مي کرديم. اين که شورش او چندان بي دليل هم نبوده. اين که آرژانتين با همه آن بازيکنان بزرگ هر بار جان کرده پرواز کند به زمين غلطيده. تيمي شده خو گرفته به رتبه دوم. چه در جام جهاني و چه در آمريکاي جنوبي.

 

ليونل خسته شده بود. کلافه و بي حوصله. ليونل با پيراهن ملي در پايان کوپا آمه ريکا 2016 وداع کرده بود. او کمي بعدتر برابر سيل "ليو نرو، ليو ما را تنها نگذار" تسليم شده بود. برابر درخواست موريسيو ماکري رئيس جمهور آرژانتين که او را هديه آسماني براي آرژانتيني ها خوانده بود. برابر درخواست شهردار بوينس آيرس که از مجسمه او رونمايي کرده بود. برابر راه پيمايي ها. برابر خواهش ها و تمناها.

 

ليونل بازگشته بود. با شخصيتي تغيير کرده. مردمان کشورش هميشه نق مي زدند ليونل با پوشيدن پيراهن ملي آرام مي گيرد. بدون شور بازي مي کند. ليونل بازگشته بود و برابر شيلي ترکيب "آرژانتيني جنگجو" گرفته بود، شخصيت يک ياغي را، يک سرکش را. مثل ديگو مارادونا. در عتاب و خشم ليونل نشانه هايي از ال ديگو را مي ديديم. او تک گل ديدار با شيلي را زد. برابر حريفي که گربه سياه آرژانتين شده بود... ولي دوربين ها نه صحنه آن گل، بلکه صحنه دشنام دادنش به داور سياهپوش را نشان مي دادند. بارها و باره. چهره او با موي سياه و ريش طلايي آميخته به سرخش را که شبيه نقاشي ها بود تا مسي که مي شناختيم. لب خوان ها استوديوهاي تلويزيوني را پر کردند تا ثابت کنند جمله " la concha de tu madre " را بر زبان آورده. يکي از دشنام هاي تند در آرژانتين را. ليونل خبر محروميتش را در زمان طعنه آميزي دريافت مي کرد. در شش ساعت مانده به ديدار با بليوي. ديداري که آرژانتين 0-2 شکست مي خورد.

 چهار جلسه محروميت هم سختگيرانه و هم نه. نايل تيلور ولزي که چند روز پيش پاي سيماس کلمن ايرلندي را در همان مسابقات مقدماتي جام جهاني شکسته بود و احتمالا زندگي ورزشي کلمن را به پايان رسانده بود فقط با سه جلسه محروميت روبرو شد و مسي که سابقه اي در بر زبان آوردن دشنام و عتاب نداشته با چهار جلسه محروميت. او قيمت معروفيت و محوبيتش را هم مي پرداخت. مگر نيمار که طي ديدار برزيل - کلمبيا در کوپا آمه ريکا 2015 پس از سوت پايان کارت قرمز گرفت و طي رسيدن تا رختکن داور را تهديد کرده بود با چهار جلسه محروميت روبرو نشده بود؟

 

از دريچه سرنوشت تيم ملي آرژانتين غيبت ليونل ضربه مهلکي خواهد بود. او در شش ديدار مقدماتي جام جهاني که به ميدان رفته، چهار گل زده و آرژانتين 15 امتياز از 18 امتياز را کسب کرده. در حالي که آرژانتين بدون او در هشت بازي فقط 8 امتياز از 24 امتياز را کسب کرده. سه بازي بعدي آرژانتين برابر اروگوئه (و لوييز سوارز)، ونوزوئلا و پرو انجام خواهند شد و ستاره هاي تيم بايد بدون ليونل کشتي دستخوش طوفان را به کرانه هاي روسيه نزديک کنند. غيبت آرژانتين در روسيه که از 1970 به بعد در همه جام هاي جهاني حضور داشته عجيب خواهد بود و مترادف با پايان حضور ليونل. ليونل در دوران برگزاري جام جهاني 31 ساله خواهد بود. يک مرد بزرگ جاافتاده... اما دريچه ديگري وراي رفتن يا نرفتن آرژانتين به جام جهاني بازمي ماند. دريچه خاطره هاي ما. همان خاطره هايي که زمزمه مي کردند اي کاش ليونل خجالتي، خجالتي باقي مي ماند. اي کاش بيقراري نمي کرد. خشمگين نمي شد. عصيان نمي کرد... حيف، ولي همه بزرگ مي شدند. همه، حتي ليونل خجالتي.

ارسال در:
اخبار مرتبط برای این خبر ثبت نشده است
تا نمایش کامل نظرات لطفا منتظر بمانید
نام شما: *
ایمیل: * (بدون www)مثلا :  Ali2020@gmail.com
نظر:
در صورت تایید پیام، مرا مطلع کن
دقت کنید که ایمیل وارد شده باید درست باشد
اگر پیامی در این خبر اضافه شد مرا مطلع کن