ملي پوشي که لژيونرزندان شد ؟!
شماره خبر : 138545
من نوجوان 15ساله فيکس باشگاه سپيدرود شدم همان سال به بهمن تهران رفتم ،بعد سال بعد برگشتم ملوان انزلي. همه فوتباليها ميدونن که کسي که تمرين بهمن صالح نيا رو 120دقيقه انجام بده بياد خونه ديگه نايه راه رفتن نداره،

 

لطفا خودتون رو معرفي  کنيد

و از سوابق ورزشي تان در سطح ملي و باشگاهي  برامون بگوئيد؟

 

با سلام

بنده مهرداد زهري متولد 30.6.56 هستم فوتبالم در زادگاهم در شهر فومن از  تيم کشاوز فومن زير نظر بهروز قبادي شروع کردم ، تقريبا ميشه گفت در سنين نوجواني بودم که در تيم جوانان کشاورز بازي ميکردم بعد از يک سال بازي درتيم کشاورز در سال دوم  به تيم جوانان هلال احمر رفتم که در آن مقطع همزمان در تيم بزرگسالان هلال احمر هم زير نظر مربي و استادم مرحوم  عطاالله صلاحي وحاج هادي خوش سعادت بازي ميکردم

بعد از حضور در تيم هلال احمر که تيم اول فومن بود پله هاي ترقي و پيشرفت را  يکي پس از ديگري راطي کردم  به تيم منتخب گيلان دعوت شدم ،

تيم منتخب گيلان سکوي پرتاب من شد از آنجا بود که من به فوتبال ايران معرفي شدم در تيم منتخب گيلان که زير نظر اردشير پور نعمت که در حال حاضر مدرس AFC وFiFiA هستند بازيهاي درخشاني انجام دادم با تيم منتخب گيلان به مسابقات کشوري در اهواز رفتم که در آن بازي ها توسط سرمربي تيم ملي نوجوانان ايران پرويز خان ابوطالب  در يکي از بازي هاي منتخب گيلان که من در آن بازي دو تا گل زدم من رو انتخاب کردن  براي حضور در اردوي  تيم ملي نوجوانان ايران.

در اردوي انتخابي تيم نوجوانان  که تقريبا در حدود 140نفري از سراسر ايران دعوت شده بودند من در ليست نهايي 22نفره  نوجوانان ايران انتخاب شدم ،

بعد از نوجوانان ايران به تيم ملي جوانان  ايران دعوت شدم و در مسابقات انتخابي مقدماتي جوانان جهان در کشور عربستان اول شديم و آن گل معروف من را به عربستان زدم ، که بعد از زدن گل سجده شکر بجاي آوردم و دست به دعا شدم بسوي پروردگار

اين صحنه شکرگزاري از سوي برنامه هاي ورزشي تلويزيون سالها در آيتم اول و آخر برنامه هاي ورزشي پخش ميشد و ماندگار شد.

بعد از تيم ملي جوانان به تيم ملي اميد المپيک ايران دعوت شدم و در اولين دوره بازيهاي المپيک غرب آسيا باتيم ملي اميد ايران زير نظر ابراهيم قاسمپور واميرخان قلعه نوعي  قهرمان اولين دوره بازيهاي المپيک غرب آسيا  شديم .

 

امافوتبال باشگاهي خودم را بعد از هلال احمر فومن در  تيم  سپيدرود رشت زير نظر سرمربي تيم  فريدون عسکر زاده ادامه دادم،

در آن زمان در فومن تيم  سپيدرود دو تا طرفدار داشت ،

اولي  دوست عزيزم علي فومني بود که از طرفداران قديمي و از ورزشي نويسان  قديمي استان و کشور بود،

دومي، مرحوم رحيم نيک بين بود، 

اين دو سپيدرودي  هميشه به من روحيه ميدادند و از من حمايت ميکردن.

بعد از يک سال بازي کردن در سپيدرود  توسط فيروز کريمي سرمربي وقت بهمن تهران در سال 71 ، 72 بود که رفتم تهران و در  بهمن بازي کردم که زير نظر فيروز کريمي فرهادکاظمي مربيان من بودن در اون زمان همبازيان من در تيم بهمن تهران:

محمد خاکپور، مارکار آقاجانيان،

اصغر مدير روستا ،حميداستيلي ،نادر محمدخاني و فرهاد مجيدي و احمدسجادي (که يکي از قديمي هاي باشگاه هماي تهران بود) واکبر ابسالان و حسن خان محمدي و محمدرضا مهدوي  بودند مربيان ما در رده پايه در رده اميد مرحوم ناصراحمدي پور (سردبيرخبر ورزشي) بود، درتيم جوانان بهمن تهران  صادق درود گر بود،

بنده در هر سه رده بازي ميکردم بعد توسط يه رفيق قديمي من که از طرفداران و  عاشقان  ملوان بود آقاي عظيم محمود نژاد با بهمن خان صالح نيا رفيق بودند بهمن خان با ايشان هماهنگي کردن و بنده به ملوان رفتم بعد از رفتن به باشگاه ملوان امکاناتي که ما در  باشگاه بهمن داشتيم در ملوان نبود  چيزي که وجود داشت عشق علاقه بود بعد از ملوان به تيم ملي جوانان رفتيم  که محمد احمدزاده (مربي)  و بهمن خان صالح نيا ي مربيان من بودند،

بعد از 6سال بازي کردن در ملوان با اسطوره هاي اين باشگاه مثل فرهاد پورغلامي،محمد حبيبي ،نادر عزت الهي بيژن شجاعي و مهدي حسني مقدم همبازي بودم

بعد از ملوان درسال

  77که توسط ناصر خان حجازي بنده به استقلال رفتم چون سرباز بودم از سهميه قهرمانان ملي استفاده کردم تا براي ادامه تحصيل دانشگاه بروم و هم براي تيم محبوبم استقلال بازي کنم 

که متاسفانه بخاطر خدمت سربازي  بعد از چند ماه  تمرين  کردن با تيم استقلال   توسط سردار عزيز محمدي رفتم فجرسپاسي

در  آن دوران من سردار عزيز محمدي را نميشناختم يک شب در خانه محمد نوازي در نازي اباد  بوديم که شخصي به نام سردار عزيز محمدي با منزل محمد نوازي   تماس گرفتن و گفتند من سردار عزيز محمدي هستم مدير عامل فجر سپاه ايران که بعدها رئيس سازمان ليگ شدن که بعد بنده رو به تيم فجر سپاسي بردن که در اونجا با مربي تيم حسن اقا سالمي کار کرديم که بهترين امکانات را به من دادن بعد از چند بازي که من بازيکن فيکس و يکي از بهترين گل زن هاي فجر بودم ،تغييراتي در کادرفني تيم فجر انجام شد، مرحوم منصورخان پورحيدري و پرويز مظلومي سکان تيم فجر رو بر عهده گرفتند،

 

من دوسال خدمت سربازي خودم رو در فجر بودم بعد از خدمت دوباره به تيم استقلال برگشتم که ربات صليبي پاي راستم اسيب ديد اواخر سال 80دچار مصدوميت شدم که بعدش زانوي پاي راستم رو عمل کردم در دوران نقاهت و ريکاوري بعد از عمل بودم که تصادف کردم و اون ماجرا ها اتفاق افتاد که چهار سال به خاطر ديه به زندان افتادم  که بعد از چهار سال  دوستايي صميمي و رفيق هاي قديمي من که سکان دار آنها حاج حبيب کاشاني مديرعامل وقت پرسپوليس تهران و همبازياني که در بهمن همبازي و مربيان من بودن مثل :

مرحوم  ناصرخان احمد پور(سردبير خبرورزشي)

صادق درودگر(نائب رئيس اتحاديه باشگاههاي ايران)

فيروز کريمي و حميد استيلي و محمدخاکپور و نادرمحمدخاني و

علي منصوريان واحمدرضاعابدزاده و يحيي گل محمدي و   اسطوره پرسپوليسيها علي آقا پروين و مهدي مهدوي کيا و افشين پيرواني و جواد نکونام و رسول خطيبي اينها همه دست به دست هم دادن  تيم ملي منتخب جام فرانسه 98 را که در بين مردم خيلي محبوب بودند را تشکيل دادند و در روز  7دي سال 87که در رشت بازي انجام شد و حتي  ناصر خان حجازي که جزوه کادر فني  تيم ملي ايران در 98فرانسه نبود ولي به صورت (افتخاري) چون مربي بنده در تيم استقلال تهران بودند روي نميکت تيم ملي 98نشست و حتي کمک مالي کردند تا آن بازي در رشت به داوري سعيد مظفري زاده برگزار شد

خواست خدا بود که مشکلات من پايان يابدو مراحل سخت زندگي ام  رو بگذرونم .

در ان بحران که در زندگي ام اتفاق افتاد بنده به اتفاق ي سري بازيکنان بومي و به  لطف شهرداري وقت احمد آقا قديمي شهردار وقت  تيم شهرداري رو تشکيل داديم ،

در زماني که من در زندان بودم با آقاي دکتر احمد قديمي شهردار وقت اون دوران و توسط اقا محسن منيرزاد رايزني هايي رو انجام داديم که ما امتياز شرکت در مسابقات ليگ استاني رو بدون شرکت در مسابقات زيرگروه ومقدماتي ميگيريم تا شهرداري و شورا هم راغب شود و هزينه کند براي تيم داري تا من بتوانم از زندان مرخصي ورزشي راي باز بگيرم و از زندان خارج شوم وبه فعاليت ورزشي (مربيگري)بپردازم،

با اتحاديه باشگاه هاي ايران توسط صادق خان دروگر نايب ريس اتحاديه و سردار آجورلو رئيس اتحاديه باشگاههاي ايران و رئيس وقت هيات فوتبال استان گيلان  سيروس خان شاملي و آقا جمشيد محمدي دبير هئيت فوتبال که خيلي براي تشکيل اوليه  تيم شهرداي زحمت کشيدندهماهنگ کرديم ، همه بسيج شدند تا تيم شهرداري رو بدون حضور در مسابقات  زير گروه ليگ استاني ،بطور مستقيم در مسابقات ليگ دسته اول گيلان شرکت کند.

در اولين سال حضور ما با کمک اقا محسن منيرزاد ، آقا رضا شکوري و سيدمحمد تقوي و شهردار وقت جناب دکتر احمد قديمي تيم رو تشکيل داديم. بازيکنان و کادر فني  که در مجموعه  تيم قرار گرفتند يک ريال دستمزد و حقوق نگرفتند رفاقتي آمدند براي تيم زحمت کشيدند بدون چشمداشت مالي.

ما توانستيم امکانات اوليه از قبيل البسه  و توپ و يک ميني بوس اجاره اي براي اياب و ذوهاب و رفتن در سر تمرينات و مسابقات را براي تيم شهرداري فراهم کنيم  در دوره و زمانه اي که هيچکس مجاني فوتبال نميکند هيچکدام از کادرفني و بازيکنان درتيم حقوق ماهيانه اي دريافت نميکردند و کساني که در تشکيل اوليه  تيم شهرداري دراون زمان همراه ما بودن همه با عشق علاقه کار انجام ميدادن که  اين تيم تشکيل شود در اولين سال کل هزينه تيم شهرداري فومن  16مليون تومان شد و حتي يادمه نيم فصل تيم شهرداري قهرمان شد شهردار وقت احمد اقاي قديمي اومدن در استاديوم براي ديدن بازي و گفتند من نفري 50 هزارتومان به همه اعضاي تيم  پاداش ميدم ،

دو بازي از نيم فصل دوم گذشت، به شهردار گفتيم قولي که به بازيکنان داده بوديد براي پرداخت پاداش رو پرداخت نکرديد، اقاي قديمي در جواب گفتن پول نداريم ، بنده بعنوان سرمربي تيم به ايشان يک پشنهاد دادم گفتم من پاداش بازيکنان و کادرفني را از جيب خودم بدهم که بعدا"شما به من پرداخت کنيد اقاي شهردار قبول کردند و من در حدود  2مليون به بازيکنان و کادر فني پاداش  دادم که بعد از شيش ماه پولم رو از شهرداري گرفتم‌.

در همان سال اول تيم  شهرداري رو قهرمان گيلان کرديم

بهترينها از آن تيم شهرداري شد

بهترين گل زن مسابقات

بهترين بازيکن

بهترين و با اخلاق ترين تماشاگران

بهترين مربي استان

 

در سال دوم بنده که تيم رو قهرمان کرده بودم را از تيم کنار گذاشتند چون تيم شهرداري تازه براي خيلي ها انگيزه ايجاد کرده بود که ورود کنند و خودي نشان بدهند

هئيت مدير تشکيل شد و افراد جديد کادر جديد اومدن و گفتن شما رو نميخوايم

از جايي که  فوتبال حرفه اي  هستش بنده هم قبول کردم و گوشه رينگ نشستم و رفتم روي سکوها 

چون از جنس فوتبال بوديم نتوانستم بيکار بشينم و آکادمي فوتبالي بنام آکادمي فوتبال (ملي پوشان مهردادزهري فومن )را  راه انداختم  و در حال حاضر در مدرسه فوتبالم باعشق به کار آموزش نونهالان شهرم از 6سال الي 16سال مشغول هستم و تجربيات خودم را در سطوح مختلف ملي و باشگاهي را در اختيار نونهالان قرار ميدهم واز اين بعد هم ادامه خواهم داد

 

پشتکارتون چطور بود که به اين سطح از فوتبال رسيد يه مقدار براي جوانان ما توضيح بديد ؟

از شانس خوب من در تيم منتخب گيلان استاد اردشير خان پورنعمت مربي ام  بودند،

در تيم ملي نوجوانان افتخار پيدا کردم با پرويز خان ابوطالب به عنوان شاکرد کار کنم ، ايشون به عنوان مربي ومشاور و يک مدير برنامه ايده آلي براي من بودند.  يک دوره 15 روزه  مربيگري رو گذراندم  زيرنظر يک مربي برزيلي بنام الکساندره باروسو  که ايشان استعداد ياب فدراسيون فوتبال برزيل بودن اين مربي را باشگاه ملوان اورده بود زمان اقاي درود گر و هدايتي که سکان ملوان رو داشتند،اين دروه مربيگري براي فوتبال پايه بود، اين مربي برزيلي تعريف ميکرد که خيلي استعداد هاي که در فوتبال کشورمون يا تو فوتبال برزيل

استعدادهايشان به هدر ميرود وبه احسن تبديل نميشوند به دليل عدم نداشتن برنامه ريزي درست و نداشتن مدير برنامه خوب بوده است ، حالا شما قضاوت کنيد که در فوتبال شما فومن چنين پتانسيلي وجود دارد؟ به جرات ميتوان گفت که خيلي از  استعدادهاي ناب فوتبالي شهرمان به هرز رفتند چون برنامه ريزي و مدير برنامه برايشان تعريف نشده بود 

به نظر من سطح فوتبالي که براي خود من تصور ميکردم اين نبود خيلي بالا بود بود،پستي و بلندي هاي زندگي و نداشتن مدير برنامه و انتخاب درست تاثير گذار بود،

من تمرين ميکردم ،تمرين ميکردم، تمرين، با ممارست بعد از تمرينات تيم تمرينات اختصاصي براي خودم انجام ميدادم و استراحت و تمرين و تغذيه و  خواب استراحت به دور از همه حواشي فقط به فکر اين بودم که بايد فوتبالم رو ارتقاء بدم بايد ببينم که من روزي که هلال احمر فومن بازي ميکردم اون جا به نقطه اي رسيده بودم که تصورم اين بود که بايد براي پيشرفت هجرت کنم و بايد  دنبال تغيير باشم رفتم تيم مردمي سپيدرود، يکي از بهترين مهاجمان تيم سپيدرود بودم من ياد روز اولي که رفتم سپيدرور سيد رضا بهشتي دوست و  رفيقم به من گفت ،اينجا چهار تا مهاجم داريم، من هستم ،ايرج عملي و علي ناصح چهار تا مهاجم هست سر يک ماه نشد من نوجوان 15ساله فيکس باشگاه سپيدرود شدم همان سال به بهمن تهران رفتم ،بعد سال بعد برگشتم ملوان انزلي. همه فوتباليها ميدونن که کسي که تمرين بهمن صالح نيا رو 120دقيقه انجام بده بياد خونه ديگه نايه راه رفتن نداره،

بعد از تمرين باشگاه،  تمرينات  اختصاصي ام تازه شروع ميشد،

تمرين بسکتبال ميرفتم  براي پرش سه گام، چون سانترفوروارد بودم،

تمرين واليبال ميرفتم براي درجا پريدن، تمرين بدن سازي براي تقويت چهار سر ران و دور مچ پا  پيش استاد بهرام خان  سلجوقي عزيز ميرفتم،

خوب تمرين ميکردم و روز هاي هم که تمرين نداشتم تمرينات هوازي انجام مي دادم و تمام روستا هاي فومن رو مي دويدم  يعني فقط به تمرين تيم اتکا نمي کردم و فقط و فقط تمرين ميکردم

 

در تيم رهپويان رضوانشهر در ليگ دو کشور با بودن سرمربي اي مثل آقا نصرت ايراندوست شما مدير فني تيم رهپويان  بوديد؟

 

بله در سال 94 در تيم رهپويان رضوانشهر بنده مدير فني تيم رهپويان رضوانشهر بودم  و سرمربي تيم  رهپويان اقا نصرت ايراندوست بودند مالک باشگاه اقاي رجاء بودند،

بعلت مشکلات مالي تيم رهپويان نتوانست به ليگ دسته اول صعود کند،متاسفانه در سال گذشته تيم رهپويان امتيازش را به تيم داماش شهر باران کنوني واگذار کرد

 

اقاي زهري شما استقلالي در آن تيم بازي کرده ايد،آيا با بازيکنان وپيشکسوتان و کادر فني استقلال ارتباط داريد؟

 

اول اينکه بنده عضو تيم پيشکسوتان استقلال هستم که سرمربي آن علي آقا شوري و حسن آقا روشن و بهتاش فريبا هستند و در کنار بازيکنان قديمي مثل: محمد نوازي  مهدي فنوني زاده و محسن گروسي و بيژن طاهري و مرتضي يکه در بازيهاي دوستانه و خير خواهانه در شهرهاي مختلف ايران شرکت ميکنيم

و اما در کادر فني تيم استقلال با علي چيني در تيم ملي اميد همبازي  بوديم و  علي منصوريان زماني که تيم ملي 98بخاطر بنده به رشت آمده بودن در آن بازي گل زد و توپ رو برداشت آمد بسمت من و با منش پهلوانانه از من رخصت گرفت و من رو شرمنده خودش کرد،

يادم است وقتي ما  اردوهاي تيم ملي جوانان و اميد ايران بوديم بيشتر اردوها با بازيکنان تيم ملي بزرگسالان مشترک بوديم در خوابگاه تيمهاي ملي در استاديوم آزادي تهران 

اوقات فراغت رو بيشتر با بچه هاي تيم ملي بزرگسال بوديم علي آقا منصوريان در آن زمان هم به جوانان علاقه مند بودند و ماها رو راهنمايي ميکردند ارتباط من با داش علي  منصوريان از آن زمان شروع شد و بطور کل ايشان رفيق باز و عند مرام است 

 

اقاي زهري  نظرتان در مورد فوتبال فومن چيست؟

به نظر من آينده فوتبال فومن خوب است ،ولي در  حال حاظر هيچ تعريفي ندارد، چون اگر بخواهيم آنتن فوتبال شهرمان را تيم شهرداري فومن فرض کنيم بايد خدمتتان عرض کنم تيم شهرداري فومن بيشتر بازيکنان آن غير بومي است و کادر فني تيم شهرداري در چند سال گذشته از زماني که ما رفتيم ديگر توجه اي به بازيکنان فومني نداشتند،

کادر فني تيم شهرداري فومن در چند سال گذشته نگاه شان به بازيکنان فومني  از بالاي سر بوده و بازيکن هاي فومني را اصلا" بحساب نمي آوردند و نميديدند.،

فقط بازيکناني رو انتخاب ميکردند که در تيمهاي قبلي شان در باند خودشان جاي داشتند مثال دو فرزند سرمربي تيمي که خودش در آن تيم کمک مربي بودو خيلي هاي ديگر که بعضي از بازيکنان فومني که از تيم کنار گذاشته بودند از آنها بهتر بودند،حتي کاري کردند که بازيکني مثل سهيل عليزاده که يک چپ پاي کلاسيک بود فوتبال را کنار گذاشت و رفت دنبال امرا معاش زندگي اش.

آنقدر آنها بازيکنان فومني را تحقير کردند که همان پنج بازي معروف که فرق فوتباليستهاي ايراني نسبت به هم است  برايشان اتفاق افتاد

در صورتيکه اگر چشم بصيرت داشتند و نقاب را از رخ خودشان بر ميداشتند  حداقل چهار  تا پنج بازيکن فومني بودند که ميتونستن در تيم شهرداري جاي داشته باشند بجاي بازيکناني که فقط براي تيم هزينه بر بودند و تماشاگر،  متاسفانه اين يک نکته تاريک کادر فني تيم شهرداري فومن بود.

 

در تيم بهمن که بودم فيروز کريمي مثال زيبايي ميزد فيروز خان ميگفت  فرق فوتباليستهاي ايراني باهم در پنج تا بازي  است يک بازيکني پنج تا بازي ميکنه  و روحيه و اعتماد بنفس آن بازيکن بالا ميرود

و برعکس آن : يک بازيکني  پنج تا بازي  رو بازي نميکند  ذخيره ميشود پنج بازي روحيه اش ميآيد پايين و داغون ميشود،  

فرق فوتباليستهاي ايراني  تو 5 تا بازي است يعني اين که به يکي روحيه بدي ميشه مثل نيما پاکدل در  يکي رو هم اين که زير سوال ببري مثل سهيل عليزاده و روحيه اش را از دست بده و فوتبال رو کنار بزاره

بازيکنان فومني مانند

سجاد اخباري ،

سهيل عليزاده

تارخ نظري

سيامک رحماني

و توکل نظري که پارسال در تيم  رهپويان رضوانشهر که من مدير فني تيم بودم  15بازي  فيکس براي تيم ما بازي کرد  اما امسال در شهرداري بازي نکرد جوانان با استعدادي هم بودن که ميتونستند به تيم شهرداري کمک کنند و کادر فني ميتونست به آنها ميدان بدهد چون آينده فوتبال فومن بودند ،مانند:

شايان عاشورپور و رضاآداک 

جوانان آينده دار فوتبال فومن که متاسفانه به آنها ميدان ندادند چون کادرفني جرات بازي گرفتنشان را نداشت

اگر اين جوانان 5 تا بازي در تيم بازي ميکردند روحيه و تجربه شان بالا ميرفت  و اعتماد بنفس پيدا ميکردند براي آينده فوتبال شهرمان،

سرمايه گذاري ميکرديم،

نه سرمايه سوزي!؟

 

فوتبال فومن در گذشته نشان داده که سرشار از استعداد است

بخصوص اين استعدادها بيشترشان روستا زاده هستند

تک ستاره هاي فوتبال فومن در گذشته:

 اسماعيل شاد،

رضا احدي ،

رضا اکبرزاده ،

حسن جماعتي ،

کريم سرپرست ،

علي فلاح ،

حسن اشجاري ،

مهردادزهري ،

مجتبي قرباني بودند

و در حال حاضر حسام سلطان پور و سهيل رحماني است  که بعنوان نماد فوتبال شهرمان هستند

 

اقاي زهري نگاه شما به باشگاه شهرداري فومن از نظر ساختار اداري باشگاه و چارت سازماني باشگاه به عنوان يه منتقد و يک فوتبالي چطور ارزيابي ميکنيد؟

 اول بايد از تمامي کساني که بعد از رفتن ما از مجموعه تيم شهرداري،

براي تيم شهرداري فومن تلاش کردند و زحمت کشيدند تشکر و قدرداني کنم

 

نگاه کنيد اول من ي مثال براي شما ميزنم‌ 

زماني داريوش مصطفوي رئيس فدراسيون فوتبال ايران بود

داريوش خان تو فوتبال ايران حرف اول اخر فوتبال رو ميزد در آن زمان ساختار فوتبال ما برپايه خودمحوري ميچرخيد،

داريوش مصطفوي رفت، 

صفاهي فراهاني شد رئيس فدراسيون فوتبال ايران

فراهاني ساختار فوتبالمان را تغيير داد براي اولين بار يه چارت سازماني رو براي  فوتبال  ايران تعريف کردن، ديگر بودن و يا نبودن رئيس فدراسيون فوتبال مهم نبود کارهاي زيربنايي انجام ميشد

کميته هاي مختلف تشکيل شد  و ارکان اصلي فوتبال رو تغيير دادفوتبال ما کاملا" روي ريل موفقيت قرار گرفت و

چرخه فوتبال در حال حرکت بود

ادم هاي جديد اومدن رئيس هاي جديد اومدن چوپ لاي چرخ گذاشتن ولي بناي اوليه و ساختار اداري و اوليه فوتبال و   چارت سازماني و کميته هاي مختلف تعريف شده بود هرکسي رئيس ميشد مجبور بود که براي کميته هاي مختلف که در چارت فدراسيون فوتبال وجود داشت مسول را انتخاب کند و فوتبال از حالت خودمحوري و به يک خرد جمعي رسيده بودو شايسته سالاري براي انتخاب روساي کميته هاي وجود داشت و در حقيقت زير بناي فوتبال رو

صفاعي فراهاني درست کرد.

 

اما متاسفانه در باشگاه شهرداري  هنوز چيزي به نام ساختار و چارت  سازماني براي باشگاه تعريف شده نيست متاسفانه کساني در راس تيم شهرداري قرار دارند که نميدانم ملاک مترو اندازه شان براي انتخاب شان چيست که در هئيت مديره و چارت اداري باشگاه قرار گرفته اند،

يکي از انها قائم مقام باشگاه شهرداري است، کسي که روزي با نام  يک طرفدار و ليدر و نامه رسان باشگاه ورود کرد به باشگاه و شد مسول تبليغات باشگاه شهرداري فومن

با بودن در کنار ما اول ورود کرد به ساختمان اداري شهرداري فومن بعد از  رايزني هاي متعدد و مختلف ، شد قائم مقام باشگاه شهرداري فومن ، شما تصور کنيداصلا ايشان را که نه فوتبالي بود و نه جذب کننده سرمايه گذار و نه سرمايه گذار بود و در حد و اندازه هاي اين تيم نبود که بخواهد قائم مقام باشگاه باشه، اين آقا شدند قائم مقام شهرداري فومن،

پس نتيجه ميگيريم که شايسته سالاري در اين انتخاب وجود نداشت شما قضاوت کنيدسعيد بخشي زاده بعنوان يک داور بين المللي فوتبال ايران  که کارمند شهرداري فومن بودند و  از جنس فوتبال و ورزش است شايسته قائم مقامي باشگاه شهرداري فومن هستند يا ايشان که نميدانم از کجا وارد اين باشگاه و فوتبال فومن شده است

پس نتيجه ميگيريم که شايسته سالاري وجود نداشت، تعريف شان از چارت سازماني يک باشگاه براساس سليقه شخصي و منافع خودشان بوده

من نمي دانم معيار و متر اندازه براي انتخاب يک فرد براي حضور در  هئيت مديره و قائم مقام باشگاه شهرداري چيست ؟

آيا فوتبالي يا مدير توانمندي باشد يا جذب کننده سرمايه گذار و يا خودش سرمايه گذار باشد است يا اينکه يک ليدر و نامه رسان افتخاري باشگاه،

متر و معيار اندازه براي اين انتخاب چيست؟

حالا با اين تعريف قائم مقام باشگاه شهرداري کداميک از اين معيارها را دارد.

 

 و اما مدير عامل تيم شهرداري  مهندس چيراني در چندسال گذشته خيلي براي تيم زحمت کشيدند و باتوجه به ارتباطاتي که داشتندتوانستند با استفاده از برند شهرداري بخشي از هزينه جاري  باشگاه را بصورت  کمک هاي نقدي و غير نقدي از انبوه سازان شهر فومن و دوستان خود بگيرد و به تيم شهرداري فومن تزريق کند

مرحله ? ??????????

 

ولي بعضي از اقايون که در چارت سازماني بودن وجودشون هيچ سودي براي باشگاه شهرداري نداشت بلکه ‌منبعي بود براي سوءاستفاده هاي شخصي و به شهرت رسيدن شان و...؟ 

 

به نظر من همون کميته هاي که گفتم در چارت سازماني باشگاه شهرادري تعريف شده نبود،کميته فني وجود نداشت، اصلا کسي نبود که به کادر فني بگه که امروز مثلا در بازي شهرداري کاشان که در دقيقه 30 تيم کاشان  ده نفره شد،

چرا همش زديد زير توپ و بازي مستقيم انجام داديد، چرا هيچ برنامه و تاکتيکي براي پيروزي نداشتيد، و يا چرا چند تا بازي پشت سر هم تيم نتيجه نگرفت و يک نفر نيومد سوال فني بکنه که دليل بد بازي کردن تيم چيه؟

چرا کميته فني وجود نداشت ؟

بعلت اينکه سرمربي تيم مخالف تشکيل کميته فني باشگاه بود،تا کادر فني تيم جوابگوي نقاط ضعف خودش نباشد.

چرا کسي نبود سوال کند تيم شهرداري در طول مدت 3 سالي که اين کادر فني بودند تيم توان 90 دقيقه بازي کردن رانداشت و از دقيقه 60 به بعد تيم شهرداري از نظر بدني کم مي آورد؟ 

بعضي از نزديکان کادر فني ,  از سرمربي تيم چشم بسته حمايت ميکردند، درصورتيکه تنها تاکتيک تيم فقط بزن زيرش و فوتبال علي اصغري و دلخوش کردن  به ضربات ايستگاهي حسن اشجاري و ضربات پنالتي داوران بود  که خيلي از تيمها به اين پنالتي ها معترض بودند را يدک ميکشيدند،

 بعضي از آدمها رو سکو ها بودن که ارنج تيم را در دکه معروف شهر مي چيدند، کسي جرات نقد کردن کادر فني و تيم شهرداري رو جلويشان نداشت ،

حرف سرمربي رو نمي شد جلويشان زد، در حالي که بدترين اشتباهات ممکنه را  بهانه نظر من کادر فني تيم  در طول فصل به علت نداشتن استراتژيک و تاکتيک مناسب در بازي هاي شهرداري انجام دادند ، اما کميته فني وجود نداشت تا سرمربي تيم جوابگو باشد

اماکميته ي فني وجود نداشت که بتواند از کادر فني سوال کند؟

خودراي بودن سرمربي تيم و استفاده نکردن از نظرات ديگر کمک ها و پيشکسوتان  و نداشتن آناليزور هاي مناسب جهت کمک و همفکري به کادر يکي ديگر از نقاط تاريک کادر فني تيم شهرداري فومن بود

 

 کادر فني يک تيم فوتبال فقط سرمربي تيم نيست که مانند يک ديکتاتور در تيم حکومت کند،

کادر فني ايده آل  يک تيم فوتبال تشکيل شده است از :

کادر فني اصلي تيم شامل

سرمربي

دستياراول و (دوم )،

مربي بدنساز و

مربي گلرها

و اماتيم دوم کادرفني که شامل چند آناليزور است که بر روي سکوها

مي نشينند و بازي تيم مقابل را در جريان بازي اناليز کرده و نقاط قوت و ضعف تيم مقابل رادر جريان بازي و در بين دو نيمه به کادرفني اطلاع ميدهند،

وظيفه ديگر اناليزورها اين است که بازيهاي قبلي حريف را آناليز کرده و نقاط مثبت و ضعف تيم حريف را به مربي انتقال داده و با همفکري مربي براي پيروزي بر حريف که در آخر هفته با آنها بازي دارند از اول هفته طراحي تمرين انجام دهند و تاکتيک و شيوه  مناسب اتخاذ کنند تا بتوانند با برنامه بر حريف غلبه کنند.

بنظر شما در کادر فني تيم شهرداري فومن برنامه وجد داشت، تيم دوم کادر فني يعني تيم اناليز وجود داشت؟

 

نگاه کنيد:

هميشه در تيم فني امير قلعه نويي  مربيان زيادي وجود دارد   

غير از کادر فني که حداقل هشت نفر هستند، بقيه آناليزور هاي تيم هستند که سرمربي از نظرات همه آنها در طول بازي و در ايام هفته استفاده ميکند

سرمربي بايد از نظرات کمک هاي خود استفاده کند چيزي که من در مورد شهرداري‌ ‌‌‌فومن خبر دارم فقط سرمربي حرف اول و آخر رو ميزد به نظرات ديگر اعضاي کادرفني توجهي نميکرد و کمکي نميگرفت.

 

چرا از نظرات  پيشکسوت ها و صاحب نظران  فوتبالي فومن  براي کمک به کادر فني در  باشگاه شهرداري استفاده نميشود؟

ي مثال برايتان ميزنم

چرا از وجود سيد محمد موسوي  بهتربن مربي گلرهاي فوتبال فومن در کادر فني استفاده نکردن ولي بجاي سيدمحمد موسوي از يک بازيکني که در طول دوران  بازيگري در پست تخصصي اش دفاع بوده  از آن بعنوان مربي تخصصي گلرها استفاده  کردند،در صورتيکه سيدمحمد موسوي جزو بهترين مربي گلرهاي استان گيلان بشمار مي آيد.

ما پيشکسوت هاي خوبي داشتيم در فوتبال فومن مثل پير فوتبال فومن احمد اقا دلخوش و اقا ساسان شفيع پور و حاجي رضا زاده و خدابيامرز مرحوم حسين نظري (که در بين ما نيست)  خيلي هاي ديگه مثل حسن جمادي ،

همين ها ميتونستن به فوتبال ما کمک کن حداقل کاري که باشگاه شهرداري ميتونست انجام بده کميته پيشکسوتان براي باشگاه شهرداري را تشکيل بدهندو در کميته فني هم ميتوانسنتد از نظرات  پيشکسوتان صاحب نظر استفاده کنند اما اين کار رو نکردنند.

 

شهرداري فومني که شما در آن تيم سرمربي بوديد تا به الان چه تفاوتي کرده توضيح بديد ؟

آن تيم شهرداري که ما تشکيل داديم پول هاي ميليوني وجود نداشت فقط عشق و علاقه بود که در تشکيل تيم شهرداري فومن نقش داشت ،طرفداران با جون دل ميومدن ،تيم شهرشون رو دوست داشتند و تشويق ميکردند ، هنوزم که هنوزه تو کوچه پس کوچه هاي اين شهر و روي سکوه ها که بنده به عنوان يه حامي تيمم هميشه حضور دارم ،مردم از آن تيم شهرداري به نيکي ياد ميکنند

در حقيقت ما اولين کاري که کرديم مردم و پيشکسوتان فوتبالي رو آورديم بر روي سکوها ،

آن تيم شهرداري بابرنامه بود تاکتيک داشت وفوتبال بازي ميکرد و مهمتر اينکه  بومي بود، ليدر هاي آن تيم ليدر نبودن دوست هاي بودن که در کنار ما قرار داشتند،تيم رو با عشق  علاقه تشويق ميکردند بدون اينکه حتي يک ريال دريافت کنند

ولي متاسفانه طرفدارن و مردم ارتباط خوبي نتوانستند با اين مجموعه برقرار کنند اگر مردم آمدن به استاديوم  بخاطر اسم شهرشون بوده،نه بخاطر اقاياني که به نظر من در فومن محبوبيتي ندارند.

 

راهکارتون براي بهبود فوتبال فومن چيست؟

نگاه کنيد تيم شهرداري فومن و تيم

هاي فومني ما بايد از پيشکسوت ها استفاده کنيم ،ما نبايد سرمايه سوزي کنيم و سرمايه هاي شهرمان را بسوزانيم، بلکه بايد از سرمايه هاي شهرمان در ابعاد مختلف استفاده کنيم، بعنوان مثال در فوتبال :  براي حسن اشجاري ها و مهرداد زهري ها و  سعيد بخشي زاده بعنوان سرمايه هاي فوتبالي، اين شهر و فوتبال فومن چقدر برايشان هزينه پرداخت کرده که اين ها شدندحسن اشجاري و مهردادزهري و سعيدبخشي زاده و بعنوان ملي پوشان فومني فوتبال ايران مطرح شدند،

طرفدارها و تماشاگران فوتبال ، زماني که  روي سکوه ها اين ها رو تشويق کردن ، براي اين ها هزينه کردن، و وقت گذاشتند، که اين ها شدند مهرداد زهري و حسن اشجاري ،

اين ها تجربه هايي که به دست آوردن در سطوح ملي و باشگاهي ايران ، تجربه هاي گران بهايي بوده چرا ما نبايد از تجربيات آنها و ديگران که سرمايه هاي شهرمان هستند و سالها براشون هزينه پرداخت شده تا به اين جايگاه کنوني رسيده اند و تخصص شان اين است و از جنس فوتبال هستند و از فوتبال پايه رشد کردن و به اينجا رسيدن چرا نبايد از تجربياتشون استفاده کنيم براي ارتقاء فوتبال شهرمان فومن،  

مياييم يه کاري ميکنم اين ها رو که از جنس فوتبالند از فوتبال دور ميکنيم و ميزاريم کنار و آنهايي که امتحان پس داده اند و غير فوتبالي اند را در راس قرار ميدهيم،

چرا در شهرمان فومن هميشه دنبال سرمايه سوزي هستيم ؟چرا در شهرمان فومن هميشه مرغ همسايه غاز است ؟

بيايي منيت ها و غرور و خودمحوري را بزاريم کنار و دنبال شايسته سالاري و خردجمعي باشيم تا بتوانيم براي ارتقاء فوتبال شهرمان در کنار هم قرار بگيريم

باتوجه به اينکه خودتان باشگاه خصوصي بنام آکادمي فوتبال ملي پوشان مهردادزهري براي آموزش فوتبال در فومن داريد نظرتون درباره فوتبال پايه فومن چيست  توضيح دهيد؟

فوتبال فومن داراي استعداد هاي ناب است که بيشتر آنها روستا زاده هستند که بايد در روستاها دنبال اين استعدادها باشيم.

اما ورود تيم شهرداري فومن جهت تيم داري در سطح اموزش نونهالان باعث نابودي تيمهاي خصوصي شدند و همه تيمهايي که در سطح اموزش فعاليت داشتند رو نابود کردند

کساني که تيم فوتبال پايه شهرداري فومن را بدست گرفتند در حقيقت از آب گل آلود هميشه دنبال ماهي گرفتن بودند و حاضري خور بوده اند يعني ي تعداد از بازيکنان پايه نونهال باشگاههاي ملي پوشان مهردادزهري و باشگاه امين رو که سالها مربيان اين باشگاهها براي بازيکنان شان  زحمت کشيده بودند و به آنها آموزش داده بودند رو مجاني و بدون زحمت جذب تيم آموزشي  باشگاه شهرداري کردند.

 

 شهرادري فومن که هميشه چند ماه دستمزدو حقوق کارگران را نداشت بدهد و به کارگران بدهکار بود

بخاطر حضور غير فوتبالي هايي مانند قائم مقام باشگاه شهرداري فومن  که مسول تيمهاي آموزشي و پايه نونهالان باشگاه شهرداري هم بود بخاطر ي سري غرض ورزي و براي اينکه از قيافه هاي مسولان باشگاههاي آکادمي ملي پوشان (مهردادزهري) و مدرسه فوتبال امين(اميرواژبخت)خوشش نمي آمد   بهترين امکانات را در اختيار تيمهاي نونهالان شهرداري قرار دادند و از طرفي براي کادر فني تيمهاي نونهالان شهرداري حقوق و مزاياي در نظر گرفتند تا بتوانند به اين دوباشگاه خصوصي ضربه بزنند که موفق هم شدند

واين فقط بخاطر حضور افرادي غير فوتبالي مانند قائم مقام باشگاه شهرداري در راس باشگاه بود که با رانتهاي خاص که داشت اشتباهي وارد مجموعه و باشگاه شهرداري وفوتبال پايه  شده بود   وبزرگترين ضربه را به باشگاه هاي خصوصي امين فومن و اکادمي ملي پوشان مهرداد زهري و فوتبال پايه فومن زدند

شهرداري در اين سطح  باني خير نبوده بلکه باعث نابودي تيمهاي خصوصي پايه اموزشي در فوتبال فومن شدند

جايگاه فوتبال فومن رو چگونه مي بينيد ايا داريم جلوه ميريم يا داريم درجا ميزنيم توضيح بدهيد ؟

 

ببينيد اگر امسال تيم شهرداري اسپانسر نداشته باشه تيم شهرداري منحل ميشود

خيلي ها بودن امدن براي فوتبال فومن سرمايه گذاري کردند و رفتند،

من نميخواهم ورود کنم و دنبال مقصر بگردم اسپانسرها به دلايل مختلف رفتند اول بايد يک کاري بکنيم زير ساخت ها و تيمهاي  پايه هاي مان را درست کنيم تا بتوانيم هزينه ها را کم کنيم و از استعدادها وبازيکنان و پتانسيل داخلي و بومي خودمان استفاده 

با تشکيل تيم اميد شهرداري و حتي تيم ب شهرداري فومن بازيکناني که از تيم جوانان به شرايط سني تيم اميد ميرسند رو جذب تيم اميد شهرداري کنيم تا اين استعداد به هرز نروند  در فوتبال فومن  ي سري  بازيکن هاي ما داريم در بين سنين جواني تا بزرگسالان فوتبال رو يا ترک ميکنند و يا به تيمهاي ديگر مثل ملوان و يا دخانيات ميروند،  در اين فضاي خالي که در فوتبال فومن وجود دارد خيلي بازيکن ها استعداشون به هدر ميرود و ميسوزد تعداد  اندکي هستند که به تيم هاي داماش ملوان يا دخانيات رشت ميروند،

با تشکيل تيم اميد ها شهرداري فومن ميتونيم اين فاصله رو از بين ببريم و  تجربشون رو بالا ببريم .

از اون طرف ما ميتونيم از بازيکنان فومني که نتوانستند در تيم شهرداري بازي کنند، يک تيم  با نام تيم ب شهرداري فومن در ليگ استان تشکيل بدهيم تا بتوانند پشتوانه تيم اول فوتبال شهرمان باشد و با تجربه اي که به دست مي آورند از ان جا به تيم اصلي شهرداري اضافه بشوند اين بايد با حمايت مسولان  باشه اين کار رو ميتونيم انجام بديم اگه اين اتفاقات بيفتد ميتونيم آينده خوبي رو براي فوتبال فومن و تيم شهرداري  نماينده شهرمون تصور کنيم.

ولي الان اگه بخواهيم فوتبال فومن و تيم شهرداري رو در استان روي انتن ببريم و بولد بکنيم 

بايد عرض کنم که تيم فوتبال شهرداري فومن فقط اسم شهرداري فومن روي آن است اين تيم نميتواند تمام پتانسل فوتبال فومن باشد چيزي نميتونه عايد فوتبال شهرمان شود

 

آقاي زهري نظر شما در مورد امکانات ورزشي و رسيدگي مسولين چطور هست توضيح بديد؟

توجه کنيد چندين سرمايه گذار بزرگ وجود دارن در سطح کشور که فومني هستن يکيش آقاي موسوي مالک کارخانه   فومن شيمي هستن که سال هاي گذشته امد در واليبال هزينه کرد ولي متاسفانه به دلايلي ايشون منصرف شدن از هزينه کردن در ورزش ايشون الان فکر کنم در فصل گذشته که شهرداري اينقدر سر پا بود تزريق هاي مسکن وار آقاي موسوي باعث شد شهرداري سر پا بمونه، 

يکي ديگر از خيرين و سرمايه داران فومني  مهندس حاج احمد خدابنده لو عزيز بود که واقعا کاري که آقاي

احمدخدابنده لو در  يک سال براي فوتبال و کشتي و ورزش فومن انجام داد يه کار شايسته و قابل تقدير بود که ماندگار شدند 

سومي اقاي علا الديني فومني  هستش که يکي ازبزرگترين  سرمايه داران کشور به حساب مي آيد

چهارمين خير فومني حاج اسماعيل شادمند صاحب کارخانه نساک جنوب هستند که هميشه در همه حال حامي ورزش فومن و بخصوص فوتبال فومن بودند

پنجمي  مالک مجتمع فولاد فومن، 

من چون کاملا اشراف و شناختي که به حاج علي انصاري بزرگ دارم  که بازار موبايل و مبل ايران ويکي از اسپانسر و حامي هاي اصلي استقلال تهران است و

عاشق فوتبالند،و البته خيلي علاقه مند هست در شهر فومن که کارخانه داره يک تيم فوتبال داشته باشه ما بايد اين رايزني ها رو انجام بديم و اين سرمايه گذاران رو راغب کنيم و ورود بدهيم به فوتبال ورزش فومن که بتونيم با کمک اين عزيزان  باعث شکوفايي جامعه و رشد و ارتقاء و پيشرفت  فوتبال و ورزش فومن شوند.

 

ايا ما ميتونيم  با اين امکانات در استاديوم پير آزادي فومن جوابگوي تماشاگران باشيم،توضيح بدهيد؟

 ملاحظه کنيد الان يک استاديوم پنج هزار نفري کلنگش خورده و سال هاي سال و بدلايل مختلف  مثل تحريم هاي اقتصادي که براي کشور وجوده امده بود متاسفانه اين کار به احسنت تبديل نشده بود  اقاي موسوي يه کاري داره ميکنه يه کلنگي زده سمت دانشگاه فني با هزينه بخش خصوصي استاديوم ده هزار نفري ا ميخواهند بسازند اگه اين کار انجام بشه اين کار زيربناي است و فومن ميتواند صاحب يک استاديوم ده هزار نفري بشه

 

نظرتون درمورد اين اسمها

1_حسن اشجاري:

فوتباليست ملي پوش و  پرافتخار فومني و رفيق دوست داشتي که افتخار فومن هستش بايد قدرش رو دونست

 

2_بابک رضايي

رئيس کميته فوتسال فومن:

احياي کننده  فوتسال فومن ،

فوتسال فومن خودش رو مديون بابک رضايي عزيز است ،

 

3_رضا بابايي:

يک پيشکسوت فوتبالي و

تحصيلکرده فوتبالي

يه مربي آينده دار فوتبال فومن

 

4_احمد اقا دلخوش

پيشکسوت  قديمي فوتبال فومن :

پيشکسوت ارزنده و پير فوتبال فومن و که عاشق فوتبال شهرش است ،

با مرام و دوست داشتني

 

5_مجيد مرات:

پيشکسوت ارزنده  فوتبال فومن که چند سالي است در پست رياست هيت فوتبال فومن هستند

و البته حامي باشگاه شهرداري فومن

 

6_امير قلعه نويي :

رفيق، بامرام و دوست داشتني استاد و سرمربي ام ، ژنرال فوتبال ايران

 

7_مرحوم عطاالله صلاحي :

اولين سرمربي بنده که فوتبال خودم رو مديون اين معلم عزيز از دست رفته  هستم

 

8_اقاي مسعود پور گل :

مسعودخان پور گل (اباي انزلي چي) رفيق و رئيس دوست داشتني

اداره ورزش جوانان فومن

 

9_ولي قاسمي

رفيق دوست داشتني و زحمتکش فوتبال فومن که سالها در باشگاه ميثم فومن منشاء خدمات براي فوتبال پايه شهرمان بود

 

10_ مرحوم حسين نظري:

مرحوم حسين نظري يکي از پيشکسوت ارزنده فوتبال فومن بود  که خيلي  آرزوها رو با خودش  برد ان دنيا.و بحق خودش در فوتبال فومن نرسيد

11_ملوان :بهترين دوران جواني ام

قوي سپيد خزر و محبوب قلبها

 

12 استقلال :

آبي رنگ عشقه

تيم محبوبم

 

 12_سپيدرود رشت :

اولين تيمي که با آن در سطح باشگاهي در سال 71 به فوتبال ايران معرفي شدم.

تيفوسي هاي دوست داشتني

شهر باران هاي نقره اي

 

ودر آخر

ارزوي توفيق روزافزون را براي فوتبال گيلان و تيم اول شهرم شهرداري فومن در ليگ دسته دوم کشور را دارم، اميدوارم دنبال شايسته سالاري باشيم

و با چشم بصيرت به فوتبال و سرمايه هاي شهرمان نگاه کنيم و به سرمايه هاي شهرمان اعتماد کنيم

تا مربيان جواني مثل:

مهرداد زهري ها 

حسن اشجاري ها

رضا بابايي ها و رضا بيتاها 

که از نسل مربي هاي جوان و شناخته شده در فوتبال استان و کشور هستند بتوانند خواستگاه طرفداران واقعي فوتبال را برآورده کنند.

ارسال در:
اخبار مرتبط برای این خبر ثبت نشده است
تا نمایش کامل نظرات لطفا منتظر بمانید
نام شما: *
ایمیل: * (بدون www)مثلا :  Ali2020@gmail.com
نظر:
در صورت تایید پیام، مرا مطلع کن
دقت کنید که ایمیل وارد شده باید درست باشد
اگر پیامی در این خبر اضافه شد مرا مطلع کن