لزوم ورود جدي تر به قرارداد بازيکنان ايراني
شماره خبر : 138579
تنها نامي که مي توان بر مسايل پيرامون قراردادهاي بازيکنان ايراني نهاد، اختلاس با چاشني تحميق مردم است! بدتر از آن، همراهي آگاهانه يا غير آگاهانه برخي از کارشناسان ماست،

 «««لزوم ورود جدي تر به قرارداد بازيکنان ايراني»»»

 

 محمد شفايي

تنها نامي که مي توان بر مسايل پيرامون قراردادهاي بازيکنان ايراني نهاد، اختلاس با چاشني تحميق مردم است! بدتر از آن، همراهي آگاهانه يا غير آگاهانه برخي از کارشناسان ماست، که با مقايسه درآمد بازيکنان ايراني و خارجي، مي خواهند قاردادهاي نجومي بازيکنان ايراني را توجيه کنند... پرداخت هاي وحشتناکي که مي دانيد و مي دانيم! آنهم براي بازيکناني که امروز همه متوجه شده ايم با يک چندم پرداختي هاي داخل، حاضرند بار و بنديلشان را ببندند و بروند دور از ايران عزيزمان بازي کنند. البته اين معضل که خيلي از اين مهاجران فوتبال، همچون مهاجران علمي ما مي روند که برگردند ولي بعد نمک گير مي شوند و همانجا را بعنوان سامان خويش برمي گزينند، اشاره به اين واقعيت تلخ است که آدم ها براي زندگي در جايي که «فکر مي کنند» راحت ترند، حاضرند و آزادند که هزينه بپردازند، و اين مسئله هرچند براي ما دردناک است، اما واقعيتي است که به خودشان ربط دارد و بس. اما مسئله اينجاست که با نگاه به قراردادهاي ارزان آنها در ديار غربت، ديگر نمي توان «درآمد» بيشتر در فوتبال غرب را دليلي براي لگام گسيختگي اقتصادي فوتبال ايران دانست! يعني نقل و انتقالات اخير فوتباليست هاي ما به خارج از کشور به خود ما هم ثابت کرده که فوتباليست هاي امروز ما، ارزش واقعي و جهانيشان چقدر است! حتي اگر اين ادعا را بپذيريم که بدليل اعتماد و اعتقاد کيروش به تمرينات باشگاههاي غربي، اين انتقالات صورت مي گيرد، باز هم در اصل ماجرا تفاوتي حاصل نمي شود:

فوتباليست هاي تاپ ايراني را مي توان با يک پنجم قيمت فعلي شان به خدمت گرفت!

 

«اين همه تفاوت در يک وجب جا؟»

داشتيم خيلي راحت مي پذيرفتيم که براي رسيدن به فوتبال غرب، بايد به بازيکنانمان پول بيشتري بدهيم. امروز فهميديم که اين يک دروغ بزرگ براي پر کردن جيب تعدادي چسبيده به فوتبال بود... که هرچه مبلغ جابجايي ها بيشتر، پورسانتشان هم بيشتر! اما چرا همان روزهاي اول از خودمان نپرسيديم، در کشوري که درآمد سرانه آن حوالي يک ميليون در ماه است، چرا بايد کساني باشند که 100 برابر اين مبلغ، درآمد داشته باشند؟!!! مگر درآمد ميلياردي چند پزشک معدود ايراني را که در جهان هم شهرت دارند و کيفيت کارشان هم عالي است و نيز فلسفه شغلشان نجات «جان» انسان هاست، بر فرق سر يکصد هزار پزشک ديگر کشورمان نمي کوبيم که ويزيتشان، عليرغم کيفيت قابل رقابت کارشان، يک دهم برخي کشورهاست؟ مگر دائم قيمت حامل هاي انرژي و آب و نان را بر سر کارمند حقوق بگيري که حقوقش يک دهم همتاي خارجيش است نمي کوبيم؟ مگر به کارگري که آرزوي داشتن يک خودرو دارد، «زياده خواه» نمي گوييم؟ و ... پس چرا از خود نمي پرسيم «چگونه قرارداد بي کيفيت ترين بازيکنان ليگ برتري ما 100 برابر درآمد سرانه اين کشور است؟»!

 

«همه مي دانند!»

همه مي دانند که فوتبال ما ارزش اينهمه تورم را ندارد. مي دانند فوتباليست هاي ما ارزش اين قراردادها را ندارند. مي دانند چه پول هايي اين وسط جابجا مي شود و به جيب چه کساني مي رود. مي دانند فونداسيون اين فوتبال بسيار بسيار بيشتر به اين پول ها نيازمند است. همه مي دانند درصد زيادي از اين پول ها بقدري از مسير آلوده مي آيند و به مسيري آلوده تر وارد مي شوند که براحتي مي توان نام اختلاس بر آن نهاد. و...

اما... اما، همه سر خود را زير برف فرو برده اند! وقتي به اين نکته دقت مي کنيم که مبالغ قرارداد همين فوتباليست هاي دردانه در تيم هاي اروپايي شان چقدر ساده و شفاف اعلام مي شود، اما در ايران از فرمول کوکاکولا هم محرمانه تر مي ماند، متوجه مي شويم که برخي صاحبان نفوذ، همچنان با تحميق مخاطب قصد بردن و خوردن از کنار فوتبال را دارند. در نهايت هم اگر کمي عرصه را تنگ ببينند، ميزان قرارداد را نصف مبلغ واقعي اعلام و ثبت مي کنند، و باقي را بصورت نقدي در سفره خانه، يا بصورت فيش خودرو و مغازه و ... پرداخت مي نمايند!!! آيا با اين شرايط نبايد سرمان را از زير برف بيرون بياوريم؟ آيا وقت آن نرسيده که نهادهاي بزرگتري به اين مقال ورود کنند و به تحميق مردم پايان دهند؟

ارسال در:
اخبار مرتبط برای این خبر ثبت نشده است
تا نمایش کامل نظرات لطفا منتظر بمانید
نام شما: *
ایمیل: * (بدون www)مثلا :  Ali2020@gmail.com
نظر:
در صورت تایید پیام، مرا مطلع کن
دقت کنید که ایمیل وارد شده باید درست باشد
اگر پیامی در این خبر اضافه شد مرا مطلع کن