پرسپوليس به يک تفکر مونيخي نياز دارد!
شماره خبر : 143108
بسياري پرسپوليس را قهرمان فصل مي‌دانند و گمانه‌زني‌ها درباره زمان، کيفيت قهرماني و رکوردهايي که ثبت خواهد شد، آغاز شده اما عقب ماندن رقبا، پرسپوليس را از تکاپو براي بهتر شدن باز نگه داشته است.

پرسپوليس حتي در صورت از کف دادن امتياز هم آن بالا ايستاده و عجيب اينکه اختلاف دورقمي با رقبا کمتر نمي‌شود و هراسي به دل مجموعه اين تيم شامل بازيکنان و کادر فني و البته هواداران‌شان نمي‌افتد. در نگاه اول اين اتفاقي بزرگ و غرورانگيز براي تيمي است که سطح فني خود را نسبت به رقبا ارتقا داده و حتما ايجاد اين اختلاف امتياز در کري‌هاي هواداري حرف اول را خواهد زد اما تداوم چنين شرايطي اصلا به سود پرسپوليس و بازيکنانش نيست.

اين درست که از همين حالا بسياري پرسپوليس را قهرمان فصل مي‌دانند و حتي گمانه‌زني‌ها درباره زمان، کيفيت قهرماني و رکوردهايي که ثبت خواهد شد، آغاز شده اما عقب ماندن رقبا، پرسپوليس را از تکاپو براي بهتر شدن باز نگه داشته است. امروز هر آنچه درباره فولاد و پارس‌جنوبي و حتي ذوب‌آهن گفته مي‌شود نشانه‌هايي مشترک از نگاه بدبينانه به روند صعودي آنها دارد و هيچ‌کس روي آنها به‌عنوان تيمي صاحب توانايي تبديل شدن به رقيب شرط نمي‌بندد. اين فرضيه تا حدود زيادي درباره استقلال پرمهره و پرطرفدار نيز مطرح مي‌شود و نوسان اين مجموعه نيز آنقدر بالا بوده که درباره سير صعودي آنها نمي‌توان با قطعيت نظر داد.

اين ذهنيت غالب البته در بين بازيکنان پرسپوليس به‌عنوان مهم‌ترين و تعيين‌کننده‌ترين نفرات در اين مجموعه مستولي شده و به نوعي در حرکت صعودي تيم برانکو اصطکاک ايجاد کرده است. حالا احساس دروني بازيکنان به آنها مي‌گويد نيازي به بازي فوق‌العاده پرفشار در هر مسابقه نيست و با اختلافي که ايجاد شده حتي عقب افتادن از خود نسبت به فصل گذشته و نيم‌فصل نخست نيز نمي‌تواند چندان نگران‌کننده باشد. هر چند هنوز مسائلي بنيادين مثل تاثير بازي‌هاي پرفشار و استراحت بسيار کمتر پرسپوليس نسبت به ساير تيم‌ها در افت مقطعي اين تيم تاثير گذاشته اما امروز آنچه خطرناک‌تر و نگران‌کننده‌تر به نظر مي‌رسد همين ذهنيت بازيکنان و احساس عدم نياز به تکاپوي بيشتر است که مي‌تواند پرسپوليس را از خودش عقب‌تر نگه دارد و تيمي که با کلاس فني بالاترش زبانزد شده را از اين حيث دچار آسيب کند.

عقب ماندن رقبا البته نبايد بازيکنان پرسپوليس را خوشحال و خشنود کند، چرا که هر آن کس که در اين باشگاه کار مي‌کند بايد بداند زير نظر ميليون‌ها نفر رفتار و کردارش آناليز و تحليل مي‌شود. در پرسپوليس سرمربي همواره بشدت تحت فشار است همانطور که مربي بدنساز، آناليزور، بازيکن و حتي ليدر روي سکوها تحت فشار است و رفتارش روزانه توسط صدها روزنامه‌نگار تحليل مي‌شود و البته توسط ميليون‌ها هوادار قضاوت خواهد شد. فشار در پرسپوليس تمام نمي‌شود وقتي بدانيم در اين تيم چيزي براي مخفيکاري وجود نخواهد داشت و درصد فريب دادن افکار عمومي هميشه در عدد صفر يا حول و حوش آن باقي مانده و تکان نمي‌خورد. ممکن است شما روزي پاي صحبت مربيان تيم‌هاي متوسط و کوچک‌تر ليگ بنشينيد و آنها درباره مسائل ريز و جزئي تيم‌شان با شما صحبت کنند و از آنجا که شما نه مسابقه تيم‌شان را ديده‌ايد و نه نسبت به اتفاقات آن مجموعه اشراف داريد همه حرف‌هاي آن مربي را باور کنيد اما در پرسپوليس هيچ وقت اين اتفاق رخ نخواهد داد و جايي براي فريب رسانه‌ها و افکار عمومي وجود ندارد، چون لحظه لحظه مسابقات اين تيم با ميليون‌ها چشم و دوربين آناليز و تحليل مي‌شود؛ حتي کوچک‌ترين رفتارها در تمرينات و اردوهاي اين تيم زير نظر است. اين همان نکته‌اي است که بازيکنان پرسپوليس بايد درک کنند و نگاه‌شان به ادامه راه بايد طوري باشد که از بيشتر و بهتر کار کردن شانه خالي نکنند و پرفشار پيش بروند.

 

بگذاريد يک مثال ساده بزنم؛ همه مي‌دانيم که مالکيت 2 باشگاه استقلال و پرسپوليس يکي است، بنابراين نظام ساختاري اين دو باشگاه نيز کاملا همسان و شبيه بوده و 2 تيم با برخورداري حامي مالي مشترک و حتي بعضا لباس‌هايي با نشان تجاري يکسان فقط از نظر رنگ تفاوت دارند. در چنين شرايطي قاعدتا بايد دريافتي پرسپوليس با باشگاه رقيب برابر و يکسان باشد اما آنچه باعث مي‌شود مجموعه سرخ رقم بيشتري از حامي مالي مشترک دريافت کند مشخصا بيانگر تفاوت‌هاست؛ تفاوت‌هايي که باعث مي‌شود تا بزرگ‌تر بودن و مهم‌تر بودن اين باشگاه يک مثال عيني پيدا کند و البته آنچه درباره «همواره تحت فشار بودن تک تک اعضاي مرتبط با مجموعه پرسپوليس» گفتيم با اين مثال تحقق يابد. با اين نگاه هرگونه وادادن و شل آمدن در پرسپوليس تعريف نشده و باطل خواهد بود و اين تيم با اين ميزان از اهميت بايد تبديل به قدرت مطلق فوتبال ايران شود؛ تيمي که از 10 فصل، 8 فصل در راس قله باشد و بازيکنانش با يک قهرماني به سقف خواسته‌هاي‌شان سر نساييده باشند. مثال عيني که مي‌تواند بازيکنان پرسپوليس را براي نگه داشتن در اين مسير ترغيب و تشويق کند بايرن‌مونيخ آلمان است، تيمي که با وجود آگاهي از قدرت بيشتر نسبت به رقباي خود و قهرماني هر ساله در بوندس‌ليگا هيچ وقت از رسيدن به اين عنوان سير نمي‌شود و بازيکنانش هر فصل در زمان شيرين بالا بردن جام به يک اندازه مغرورند و شادمان.

ارسال در: سه شنبه 3 بهمن ساعت 00:04 (1396/11/3)

اخبار مرتبط برای این خبر ثبت نشده است
تا نمایش کامل نظرات لطفا منتظر بمانید
نام شما: *
ایمیل: * (بدون www)مثلا :  Ali2020@gmail.com
نظر:
در صورت تایید پیام، مرا مطلع کن
دقت کنید که ایمیل وارد شده باید درست باشد
اگر پیامی در این خبر اضافه شد مرا مطلع کن