کارلوس به حالت نيمه قهر در تمرين تيم ملي
شماره خبر : 146266
کارلوس کي‌روش آدم جنگجويي است. يک بار وقتي از او درباره اين روحيه عجيب جنگندگي‌اش سؤال کرديم، پاسخ جالبي به ما داد. حرف‌هاي او مثل يک قصه شنيدني بود. برايمان از آهوها و شيرهاي موزامبيک حرف زد. از اينکه در محلي به دنيا آمد که يک دشت بزرگ در آن وجود داشت.

کي‌روش مي‌‎گفت از روزي که چشم باز کرد، آهوها و شيرها را در اين دشت ديد. از اينکه همين آهوها و شيرها فلسفه موفقيت زندگي او هستند. کي‌روش برايمان تعريف مي‌کرد: «در شهر من، آهوها زود از خواب بيدار مي‌شدند تا سرحال و سرزنده باشند. آنها بيدار مي‌شدند براي تلاش کردن. براي اينکه خورده نشوند. اگر آهوها سرحال نبودند، اسير شيرها مي‌شدند. در مقابل، شيرها را مي‌ديدم که آنها هم هر روز صبح بيدار مي‌شدند. آنها براي اينکه آهوها را بگيرند، بايد از آنها قبراق‌تر مي‌بودند. شيرها هميشه آماده شکار بودند و آهوها هميشه آماده فرار کردن. اين چيزي است که من با آن بزرگ شدم. شيرها مجبور بودند هميشه سرحال باشند چون اگر نمي‌توانستند شکاري کنند، در آن شرايط نمي‌توانستند زياد دوام بياورند.» کي‌روش هميشه از اين داستان‌ها در گنجينه‌اش داشت ولي اين روزها او هيچ داستاني براي تعريف کردن ندارد. او مثل شير يا همان آهويي است که انگار دوست ندارد صبح زود از خواب بيدار شود و قبراق باشد. شرايط ايجاب مي‌کند او سرجايش بنشيند و به دنبال شکار يا فرار از شکارچي‌ها نباشد. کي‌روش 7 سال در فوتبال ايران مبارزه کرد. براي آنکه تفکر خود را ديکته کند، مبارزه کرد و چيزي که عايد فوتبال ايران شد «پيشرفت» بود. تيم ملي ايران از اوضاع نابساماني که پيش از کي‌روش داشت، تبديل به قدرت فوتبال آسيا شد. کي‌روش در اين سال‌ها مبارزه کرد و به همه نشان داد حاضر است براي تيمش و بازيکنانش هر کاري کند. اين بار اما او بي‌صداتر از هميشه است. مثل مبارزي که انگار مي‌خواهد مبارزه کند، ولي به او نه شمشير مي‌دهند و نه زره. او هيچ چيز ندارد و در ميانه ميدان جنگ رها شده است. کي‌روش هميشه مي‌گويد سلاحش بازيکنان هستند، هواداران هستند ولي امروز او نه بازيکني در اختيار دارد و نه هواداري که حتي به تمرين تيم ملي برود و در آستانه جام جهاني از تيم ملي حمايت کند. قبل از جام جهاني 2006، جو اين شکلي نبود. گاهي تمرينات تيم ملي حتي بيش از بازي بعضي تيم‌هاي باشگاهي تماشاگر داشت. کي‌روش معتقد است هنوز مردم ايران جام جهاني و اين ميدان بزرگ را درک نکرده‌اند. طبيعي هم است. خيلي‌ها مشکلات اقتصادي فراواني دارند و انگار تيم ملي قرار است قرباني همين مشکلات تمام نشدني باشد. اگر به تمرين تيم ملي برويد، کي‌روش را متفاوت‌تر از هميشه مي‌بينيد. سرش در لاکش است. گوشه‌اي مي‌نشيند و مثل خبرنگاران تمرين را نگاه مي‌کند. انگار فوتبال ايران سرانجام توانسته او را شکست دهد و مثل بازنده‌ها باشد. انگار او فلسفه آهو و شير را به طور کامل فراموش کرده است. در حالي که تيم‌هاي آسيايي همه با تمام نفرات کليدي خود در اردو هستند و براي يک ميدان بزرگ آماده مي‌شوند و دوست دارند شبيه به شير باشند تا آهو، ايران دارد نقش همان آهو را ايفا مي‌کند، درست مثل يک شکار حاضر و آماده.

همه در خواب

کي‌روش گاهي در تمرين تيم ملي گوشه‌اي مي‌نشيند، دستش را زير چانه‌اش مي‌‎گذارد و تمرين را نگاه مي‌‎کند. در اين 7 سال گذشته، حتي در اوج دعواهايش، او را اين شکلي نديده بوديم. هميشه خودش وسط زمين بود. گاهي تمرين را نگه مي‌داشت و به بازيکنان ياد مي‌داد چطور تکل بزنند، چطور ژست بگيرند و شوت بزنند اما فوتبال ايران موفق شده از چنين آدم قبراقي، يک مربي بي‌حال و خسته بسازد‌؛ آن هم به فاصله اندکي پيش از جام جهاني روسيه. در تمام کشورهايي که تيم‌هايشان بليت روسيه را گرفته‌‌اند، يک هيجان وصف‌ناشدني وجود دارد. همه منتظرند تا اين تورنمنت بزرگ برگزار شود و شاهد بردهايشان باشند. همه دنيا منتظر اشک‌ها و لبخندهاست ولي در ايران هيچ چيز شبيه به مهماني جام جهاني نيست. نه رسانه‌ها رنگ و بوي جام جهاني را دارند، نه هواداران در جو آن هستند و نه مسئولان که مثل هميشه، انگار در خواب فرو رفته‌اند.

کمپ ايران خالي از هيجان

وقتي تيم ملي به جام جهاني صعود کرد، همه به خيابان‌ها ريختند. مسئولان وعده‌هاي بزرگ دادند؛ اينکه تمام امکانات براي تيم ملي مهياست. آنها مي‌گفتند به ايران کمک مي‌کنند. مسعود شجاعي کاپيتان تيم ملي همواره در مصاحبه‌هايش وصف مي‌کرد که ايران با چند صد ميليارد مي‌تواند اين‌گونه به جامعه هيجان بدهد و مردم را اميدوار کند، پس بايد براي آماده‌سازي ايران همه کار کنند. مسئولان هم طوري حرف مي‌زدند که انگار اين مسئله را درک کرده‌اند و همه چيز مهياست ولي امروز دقيقاً زماني است که کي‌روش مي‌گويد قصد دارد مبارزانش را آماده کند. تيم ملي تنها با 4 بازيکن تمرين مي‌کند. کمپ تيم ملي خالي از هر هيجاني است. فعلاً همه روي ليگ قهرمانان تمرکز کرده‌اند و انگار اين جام برايشان از هر جام ديگري مهم‌تر است. چيزي که امروز از تمرين تيم ملي دستگيرمان شده اين است‌؛ کارلوس به حالت نيمه قهر است و فقط به تمرين مي‌رود تا باشد. مي‌رود تا براي تيم ملي حاشيه‌اي درست نشود وگرنه او حاضر نبود تيم ملي‌ ايران، اين شکلي باشد. او برايمان تعريف کرد که تمرين کردن با 4 بازيکن بهتر از 2 بازيکن و با 2 بازيکن، بهتر از يک بازيکن است.

اوضاع خراب بعضي از بازيکنان

اين وضع ادامه دارد؛ حداقل تا زمان سفر تيم ملي به ترکيه. کي‌روش اعتقاد دارد بازيکنان بايد بعد از يک فصل سخت استراحت کنند و بعد آماده حضور در روسيه شوند. کارلوس تأکيد داشت با لغو بازي‌هاي يک‌هشتم نهايي ليگ قهرمانان، اين فرصت عالي در اختيار بازيکنان قرار مي‌گيرد ولي حالا همه چيز سرسري شده است. بازيکنان استقلال و پرسپوليس بعد از بازي‌هاي ليگ قهرمانان بايد چند روز به استراحت بروند. هر کدام‌شان مشکلي دارند. ديسک کمر سيدجلال عود کرده، کتف کمال در رفته، پاي اميد ضربه ديده، شجاعيان خانه‌نشين شده، چشمي روحيه ندارد، بيرانوند روحيه ندارد، اميري سرحال نيست و... قرار بود تيم ملي با همه قدرت به روسيه برود و از فوتبال ايران دفاع کند. اين چيزي بود که مسئولان مي‌گفتند. حالا سري به تمرين تيم ملي بزنيد. نه اثري از آن مسئولان است و نه وعده‌هايي که مي‌دادند. تيم ملي کاملاً تنهاست، حتي تنهاتر از استقلال و پرسپوليس. حتي تنهاتر از ذوب‌آهن. براي فوتبال ايران تيم ملي انگار اهميتي ندارد و قطعاً به همين خاطر کارلوس حالا برايمان در نقش بازنده قرار گرفته است.

ارسال در: يکشنبه 23 ارديبهشت ساعت 16:04 (1397/2/23)

اخبار مرتبط برای این خبر ثبت نشده است
تا نمایش کامل نظرات لطفا منتظر بمانید
نام شما: *
ایمیل: * (بدون www)مثلا :  Ali2020@gmail.com
نظر:
در صورت تایید پیام، مرا مطلع کن
دقت کنید که ایمیل وارد شده باید درست باشد
اگر پیامی در این خبر اضافه شد مرا مطلع کن