ما عزداريم،عزادار که شادي نمي کند! (کامران احمدپور)
شماره خبر : 146313



کامران احمدپور


پيروزي ايران مقابل مراکش ارزشمند بود اينقدر ارزشمند که نمي تواني روي آن قيمت بگذاري.اصلا خود حضور در جام جهاني از نظر مادي و معنوي خودش دنيايي اعتبار و ارزش دارد و اتفاقي است که من مطمئنم بعضي از کشورها حاضرند ميليارد دلار خرج کنند تا فقط اسم کشورشان بين 32 تيم حاضر در جام جهاني شنيده شود .
ديشب و بعد از پيروزي تيم ملي سر و کارم به خيابانهاي تهران افتاد و مجبور بودم بخش هايي از شمال شهر تهران را دور دور کنم!خيابان هاي شمال تهران غرق در شادي و رقص و پايکوبي بود و پر از دختر و پسرهاي رقصان و شاد و سر از ما نشناخته!
سرنشين يکي از خودروهاي کناري از من پرسيد آقا شما شادي نمي کني؟و من به او گفتم ما عزاداريم،عزادار که شادي نمي کند! بنده خدا فکر مي کرد که من عزيزي را از دست داده ام تسليت گفت و رفت.
بعد با خودم و به خودم گفتم که دليل اين عزا نگه داشتن چيست.ما عزادار سقوط ارزش پول ملي امان هستيم!بله بايد اميدوار بود بايد اميد را به جامعه تزريق کرد و در برزيل و آمريکاي جنوبي هم اين روزها تمام درد و رنجهايشان را فراموش مي کنند و از اين دستاورديشان لدت مي برند اما آن جايي که ما ايستاده ايم با مسير و شرايط آنها و روزگار ما فاصله بين زمين و آسمان هفتم است.
تنها در اين چند ماه و بلافاصله بعد از تعطيلات  نوروز ارزش پول ملي ما چيزي در حدود 60 درصد سقوط کرد پول ملي که همين طوري هم به پشيري بيشتر شباهت نداشت.کاسبان تحريم و زالوهاي داخلي و خارجي پايشان را روي خرخره مردم گذاشته اند.شما مي توانيد سرخوش باشيد و برقصيد اما من عزادار مرداني هستم که همسرشان مهرشان را به اجرا گذاشته اند و بايد سکه هاي دو ميليون و پانصدي بخرند و هر روز تنشان بلرزد که نکند از اين بالاتر برود.
من عزادار پدر خانواده اي هستم که با هزار بدبختي و اميد و آرزو از بانک هاي تا خرخره حرام خوتر و نزول خور صد ميليون وام گرفته و قرار است 200-300 ميليون به آنها پس بدهد اما شب مي خوابد و صبح بيدار مي شود و مي بيند ملک 40 درصد گران شده و سکته مي زند.
من عزادار خانواده هايي هستم که خريد خودروهاي فکسني و مسخره داخلي برايشان به يک آرزو تبديل شده است.
من عزادار پدر کارگري هستم که حقوق روزانه اش معادل با يک کيلو انجير و نيم کيلو گوشت است و سهمش از اين دنيا فقط شرمندگي جلوي زن و بچه اش براي خريد حتي نيم کيلو انبه است!
من شرمنده پدراني هستم که با شرايط بازار حيواني اقتصاد ايران همه چيز براي خانواده آنها حکم لاکچري را پيدا کرده است.
نه من نمي توانم بي خيال بيماراني باشم که دارو گيرشان نمي آيد و بايد آرام آرام بميرند و يا آنهايي که مرض قند دارند و ديگر نمي توانند انسلين بخرند.خوب است که انسان مقداري درد داشته باشد
مرد را دردي اگر باشد خوش است
درد بي دردي علاجش آتش است
آنجا اگر براي  يک روز و يک مسابقه و يک تورنمتت درهايشان و زخمهايشان را فراموش مي کنند شرايطشان باما خيلي فرق مي کند.
من تا روزي که کاسبان تحريم در اين مملکت هستند بجاي شادي و رقص به آنها مشتم و خشمم را نشان مي دهم .من تا روزي که پول ملي ام ارزش و جايگاه خود را دوباره پيدا نکند جدي ام.من عصباني ام بخاطر اينکه هر بلايي سرمان بياورند و بگويند حباب است.من تا روزي که هر روز يک چيزمان را مي دزدند رقص و پايکوبي نمي کنم .من تا روزي که مديران دروغگو و دزد و اختلاسگر در اين مملکت هستند،مديراني که حنگل هايمان را ،پول ملي امان را ،طبيعتمان را،فرهنگمان را و همه چيزمان را نابود مي کنند نه مي رقصم و نه اداي آدمهاي شاد را در مي آورم.
من فقط جلوي شان مي ايستم ،به چشمهايشان زل مي زنم و براي اصلاح و آبادي مملکتم جان مي کنم تا به وقتش اگر عمري بود شادي کنم.


@navaddaily

ارسال در: شنبه 29 خرداد ساعت 17:37 (1389/3/29)

اخبار مرتبط برای این خبر ثبت نشده است
تا نمایش کامل نظرات لطفا منتظر بمانید
نام شما: *
ایمیل: * (بدون www)مثلا :  Ali2020@gmail.com
نظر:
در صورت تایید پیام، مرا مطلع کن
دقت کنید که ایمیل وارد شده باید درست باشد
اگر پیامی در این خبر اضافه شد مرا مطلع کن