مردي که مي خواست رييس جمهور باشد
شماره خبر : 148273
ناصر حجازي به من گفت " آقاي صدر ، يک دروازبان در سن 27-28 سالگي تازه به اوج ميرسد و روند اوج‌گيري آنها با يک مهاجم فرق مي کند، مثلا به دينو زوف نگاه کنيد ببينيد کي به اوج دورانش رسيد"

بياييد برگرديم به خيلي سال پيش؛ اولين روز تجربه استاديوم صدهزار نفري. ما مي دويديم تا در ظل آفتاب تابستان تهران، جاي خودمان را بين 70 -80 هزار تماشاچي بازي استقلال و صداوسيما پيدا کنيم. سال 64 بود؛ و قبل از مسابقه دوم که ساعت 5 برگزار مي شد، هما و پتروشيمي بدون گل مساوي شدند. ما منتظر پايان بازي هماي زردپوش و پتروي سفيد و سياه پوش بوديم؛ تا استقلال با حجازي و چنگيز و حاجيلو و رجبي و احدي و مختاري فر نمايش اش را آغاز کند. 90 دقيقه حمله به دروازه تيم اميرحاج رضايي که با برد 5-1 آبي ها به پايان رسيد. توي آن تيم ناصر حجازي ستاره اصلي بود؛ کم شيرجه و بي حرکت اضافي.آفسايدها را با دست زودتر از لاينکيپر اعلام مي کرد وآبي ها از تماشاي ايستادنش عشق مي کردند.
آنچه که خواهيد خواند، خلاصه اي از بحث شيريني است که با حميدرضا صدر داشته ايم. مرور يک عمر زندگي ورزشي ناصر حجازي :

 

 

راهبر: اولين دفعه اي  که به  ورزشگاه آزادي رفتم ناصر حجازي درون دروازه ايستاده بود .مي خواهيم از اينجا شروع  کنيم،  که ناصر حجازي چطور تبديل شد به قهرماني که سال ها بعد از فوتش  ، هنوزآنقدر زنده است و هنوز آنقدر دوستش  داريم ؟


دکتر صدر: من از 12-13 سالگي ناصر حجازي رو ديدم، بخاطر دارم  در سال 1347 ، که ناصر حجازي آن زمان هنوز در تيم نادر بازي مي کرد. حالا درمورد شخص خودم در حقيقت از دوره نوجواني به جواني و حالا که به سالمندي رسيدم با ناصر حجازي و خيلي هاي ديگر پيش آمديم ،اما بايد بگويم حجازي به چند دليل،جايگاه ويژه اي در فوتبال دارد.


يکي اينکه  بعد از پيروزي ايران بر اسرائيل در سال 1347که نقطه اوج فوتبال ايران محسوب مي شود تا ده سال بعد که ما به جام جهاني 1978 آرژانتين مي رويم، ايران قدرت برتر آسياست. ناصرحجازي بعد ازآن تيم ،سنگربان اصلي  تيم ملي است در واقع او آغاز گر يک عصر جديد درفوتبال است ،آن ده سال خيلي کليدي است. يعني  از سال 1347 تا 1357 و ناصر حجازي مرد شما يک آن دوران است و تفاوت هاي اساسي با دروازه بان هاي پيش از خودش داشت .همچنين  قهرماني با تاج درجام باشگاههاي آسيا ،که اولين قهرماني يک تيم ازايران درباشگاه هاي آسياست ، وجايگاه ويژه اي که اين قهرماني در کارنامه باشگاه استقلال دارد.


ضمنا اولين مرتبه اي که تيم ملي ايران پا به جام جهاني مي گذارد در1978سنگربان اصلي ، ناصر حجاري هست .او در بازيهاي مقدماتي جام جهاني بازيهاي بسيار درخشاني ارائه داد و اين تيم بدون شکست راهي جام جهاني مي شود و يادمان باشد  ايران درآن مسابقات 8 بازي12 گل به ثمر مي رساند و تنها 3 گل دريافت مي کند.کره جنوبي هم  مثل ما 12 گل زده بود، اما اين کويت  بود  که با 13 گل صاحب بهترين خط حمله بود، اما آنها  8 گل دريافت کرده  بودند،يعني راهيابي ما به جام جهاني براي اولين بار، که نقطه عطف فوتبال ما محسوب مي شود برتافته از يک خط دفاع فوق العاده، که حالا مي توانيم جداگانه در مورد آن خط دفاع صحبت کنيم .


دليل آخر: ناصر حجازي فوتبال قبل و بعد از انقلاب را به هم پيوند مي دهد ،اين خيلي نکته کليدي است که  تنها دو بازيکن در فوتبال ايران اين وظيفه خطير را برعهده داشتند وبه همين دليل جايگاه ويژه اي دارند،علي پروين با پرسپوليس و ناصر حجازي با تاج و استقلال، اين دو بازيکن دو دوره تاريخي و سياسي و اجتماعي به کلي متفاوت را به هم پيوند داده اند. در دهه 60 همان دهه اي است که همه مي گفتند فوتبال نبايد باشد و خنجرها را از رو براي فوتبال کشيده بودند و فوتبال را با وجود بازيکناني مثل حجازي و پروين انکار مي کردند ، ولي اين  دو نفربا وجود اين جو مسموم  ادامه دادند.


 وقتي اين مهره ها و بندهاي اين تسبيح را کنار هم مي گذاريم به اهميت جايگاه حجازي درتاريخ پي مي بريم.


راهبر: ناصر حجازي يعني کسي  که بعد از اين همه سال که درباره اش خواندم وبا خودشان، هم صحبت کردم و هم معاشرت کردم، فکر مي کنم يه تفاوتي با بدنه فوتبال ايران دارد.انگار از همه مدرن تراست ؛چه در شکل دروازباني و چه در نحوه انتخابش، که يک مقدار فرق مي کند ،چه در سطح تحصيلات،چه تيپ و چهره جذابش، از موضع گيري هاي سياسي اش چه قبل ازانقلاب و چه بعد از انقلاب... اما اولين چيزي که بايد درباره اش صحبت کنيم اين هست که چطور به جاي عزيز اصلي وارد تيم ملي مي شود؟


دکتر صدر: ما تيمي که قهرمان جام ملتهاي آسيا شده بود و عزيز اصلي در شب قهرماني ايران در مقابل اسراييل سنگربان ثابت تيم ملي ايران بود. او براي ما مثل يک بتي بود بخاطر آن اندام بر تافته و شيرجه هاي منحصر بفردش، شيفته عزيز اصلي بوديم.

 

 

آن دوران تعريف ما از يک دروازبان خوب، در کل دروازباني بود که شيرجه هاي خوبي مي رفت،شجاعانه بيرون مي آمد و از برخورد و احساس درد ، هيچ هراسي نداشت. ما عزيز اصلي را با جامه هاي سياه و مشکي و پروازهاي بلندش و فرود هاي ديدني اش و آن پشتک واروهايش که خيلي تماشايي بود و البته هيجان انگيز،دوست داشتيم.ناصرحجازي درحقيقت به تعريف آنتي تز آن شکل از دروازبان ها بود يعني دروازباني بود که هر چند خوب شيرجه مي رفت و مي توانست شيرجه برود اما اورا با شيرجه هايش تعريف نمي کرديم بنحوي با زمان سنجي درستش در بيرون آمدن از دروازه قابل تعريف بود .من حالا براي تبيين و توصيف شيوه دروازباني ناصر حجازي به چگونگي ورودش به باشگاه تاج اشاره مي کنم به روايت رايکوف، که چرا او يک دروازبان 18-19 ساله را براي  تيم ملي انتخاب مي کند و درعين حال او را به عزيزاصلي وفرامرزظلي ترجيح مي دهد ، ودر خود باشگاه تاج نيزاو به کشاورزکه دروازبان ثابت تاج بود ارجحيت پيدامي کند.


وقتيکه رايکوف او را در آموزشگاهاي کشورکه در ورزشگاه شماره 3 بود مي بيند ،بخاطر قد بلندش و واکنش هاي مناسبش او را مي پسندد. در جلسه اي که به منظور معارفه رايکوف با بازيکنان تاج بر گزارمي شود، معمولا رسم براين بود که بازيکنان يک به يک مي آمدند و خودشان را معرفي مي کردند و پستشان را توضيح مي دادند، اشاره مي کنند رايکوف در برخورد با قاضي شعار مي گويد من او را نمي خواهم(البته قاضي شعاردروازبان بلند بالايي نبود ولي دروازبان بسيار شجاعي و همچنين شوت گير بسيار خوب). بعد از آن که ناصر حجازي جاي او را مي گيرد حاشيه هاي زيادي به وجود مي آيد و در مرحله بعد در تيم ملي  در سفربه شوروي،رايکوف  حجازي را جايگزين عزيز اصلي و ظلي مي کند.


آنطور که اشاره مي کنند ويژگيهايي را که رايکوف از حجازي نام مي برد و مي گويد برايم مهم است ازاين قرار بود، که مي گفت دروازبان بلند قامتي است ،بازيکنان تاج در حمايت از  قاضي شعار به رايکوف مي گويند: او دروازبان شوت گيرو شجاعي است ولي رايکوف يک جمله کليدي در جواب آنها مي گويد، که نود درصد  گل ها در فوتبال با توجه به نفوذ از گوشه ها و سانتر از روي دروازه  به ثمر مي رسند، خصوصا در فوتبال شما ، در حاليکه تنها 10 تا 15 در صد گل ها از شوت هاي از راه دور به دست مي آيد ،من ترجيح مي دهم دروازباني داشته باشم که آن نود درصد را برايم جمع کند ،ولو اينکه ده پانزده درصد شوت را گل دريافت کند.اين اولين نکته اي بود که رايکوف در مورد حجازي گفته بود. واقعا حجازي با توجه به قد بلندش توانست اين نقيصه را بر طرف کند چون از دروازه بيرون مي آمد.


نکته بعدي اين بود که ، به علت اينکه حجازي در ابتدا بسکتباليست بود، ميتوانست با پرتاب هاي دستش ، بازي را به جريان بيندازد و درعين حال حجازي پاهاي قدرتمندي هم داشت که مي توانست توپ ها را ارسال کند.البته با همه اين ويژگي ها اين تصميم بسيار مخاطره آميز بود.


همان زمان که تيم ملي براي انجام چهاربازي به شوروي مي رود و همه مي گفتند مگر مي شود عزيزاصلي و يا فرمرز ظلي رو انتخاب نکرد و در جواب همه منتقدين رايکوف مي ايستد ومي گويد من به اين جوان 19 ساله اعتقاد دارم.حجازي در ان بازي ها 12 گل دريافت مي کند و وقتي برمي گردد مصاحبه هاي خيلي جالبي دارد. نکته جالب توجه اين جاست که نفرات خط دفاعي همان نفراتي بودند که درجام ملتهاي آسيا حضورداشتند يعني مهراب شاهرخي،مصطفي عرب ،جعفر کاشاني وحسن حبيبي ،اين ها مدافعين جلوي حجازي بودند و حجازي دربرگشت اشاره مي کند که من موقعي که به سفر مي رفتم همه مي گفتند اين جوجه چه کسي است که با خودتان برديد و در دروازه قرارداديد و درادامه مي گويد که  من بسياري از گل هايي را که دريافت کردم ، مقصر، اين خط دفاعي بود( البته او انصافا به اسم خاصي اشاره نمي کند).

 


در مورد بهترين بازي در دوران ورزشي حجازي، بايد بگويم که او به خود من  گفت که ، بهترين عملکردم در ديدار با تيم جوانان در سال 1348 در ورزشگاه امجديه سابق مقابل زسکا مسکو بود ، مقابل آن روس هاي گردن کلفت که يکي از بازيکنانشان ،"شسترنف" که خيلي معروف بود ولي آنها نمي توانستند گل بزنند.حجازي  يک ضربه سر از فاصله يک متري را دفع کرد که حيرت انگيز بود و درهمان بازي نشان داد شوت گير خيلي خوبي هم هست.

 

درحاليکه  هنوز درسال 1348 هستيم که مهم ترين سال زندگي حجازي محسوب مي شود سالي که او به همراه تيم ملي  به سفر شوروي مي رود ،در جوانان مي درخشد، و در جام عمران منطقه اي همراه با تيم ملي به ترکيه مي رود، (جام عمران منطقه اي جامي بود که بين  ايران ،ترکيه ،پاکستان برگزار مي شد وآن سال ميزبان استانبول ترکيه بود) ما در ديدار اول 4-2  تيم پاکستان را مي بريم ولي دربرابرترکيه 4 بر صفر مي بازيم  وهمه گل ها را هم در همان نيمه اول دريافت مي کنيم، خيلي بازي تلخي بود و باز در اين جا هم يک مصاحبه اي دارد که در روزنامه هاي آن زمان موجود است او مي گويد "مثل هميشه همه کاسه کوزه ها بر سر دروازبان ها شکسته  مي شود ، اگر تيم ببرد مهاجمين گل زدند و مي گويند دروازبان کارش را انجام داده است".


همانطور که پيش بيني مي شد همه او را مقصر قلمداد کردند و دوباره به رايکوف انتقاد کردند که او در انتخاب دروازبان اشتباه کرده است . خود  حجازي اشاره مي کند" که سه گل تقصير خط دفاعي بود، اولين گل که خط آفسايد را شکستند ، دو تا گل را با من تک به تک شدند اما گل چهارم را مي پذيرم."نکته عجيب  اين بود که بين دو نيمه خاطره جالبي دارد، حجازي اشاره مي کند که به قفلساز  که به عنوان دروازبان دوم ،همراه با تيم رفته بود گفتم تو بيا و در دروازه قراربگير، چون من اگه در نيمه دوم 4 گل ديگر دريافت کنم ،زندگيم به فنا مي رود و قفلساز در جواب مي گويد پس بگذار زندگي يکي از من و تو به فنا برود، تو که نابود شدي!رايکوف همان موقع مي گويد اقاي حجازي برو در دروازه بايست و من به تو اعتقاد دارم.


وقتي رايکوف را از تيم ملي کنار مي گذارند او مربي تاج که مي شود همين روند را پيش مي گيرد و ناصر حجازي را در درون دروازه قرارمي دهد ( همه اين اتفاقات در سال 1348 اتفاق مي افتد.)

 

اين سال بسيار کليدي هست وهمه اين ها پشت سرهم به وقوع مي پيوندد، از رويارويي باعزيزاصلي وفرامرزظلي ،قرار گرفتن در تيم ملي،رفتن به تاج، و تيم ملي جوانان، ودربهارسال 1349 همان سال قهرماني تاج در آسيا بدست مي آيد، آنها با شکست هاپوئل توانستند براي اولين بار جام باشگاه هاي آسيا را فتح کنند که حتما تو مي داني و بقيه هم مي دانند وقتي تاج درفينال قرار، هاپوئل 11 گل زده بود اما تيم تاج تا روز فينال هنوزهيچ گلي نپذيرفته بود. به هرحال تاج  فينال را 2 بر يک مي برد و استقلال با تنها با يک گل خورده قهرمان اسيا مي شود واين در حالي است که اين حجازي بود که درون دروازه ايستاده بود.


راهبر: مروري که شما کرديد به ناصر حجازي براي من تداعي کننده مصاحبه طولاني بود که با ايشان انجام دادم  


دکتر صدر: افسانه اين مصاحبه درهمه جا پيچيده است اي کاش بشود يک کتاب ازآن مصاحبه بي نظيرتهيه کرد.

 


راهبر: در سال 1379 با يک دوست به نام اميد صادقي که با اقاي ناصر حجازي بسيار نزديک بود ،در 10-15 جلسه مصاحبه اي با اقاي حجازي انجام داديم و فکرمي کنم چيزي حدود 20 نوار و حدود 40 ساعت مصاحبه با ايشان ترتيب داديم وناصر حجازي داستان زندگي خودش را با جزييات تعريف کرد و اين مواردي که شما مي فرماييد براي من آن مصاحبه را تداعي مي کند، منتها روايت خودش بسيار جالب بود و نکته جالب تر از اين بود که حافظه خيلي خوبي هم داشتند.

 

پژمان راهبر: مردم هميشه ناصر حجازي را دوست داشتند، من يک خاطره جالب براي شما تعريف کنم که ناصر خان در استقلالي که بعد از انقلاب تشکيل مي شود( اول اسم آن را استقلال جنوب مي گذارند بعد به استقلال  تغيير نام مي دهد ) همه کاره آن تيم هست ،هم به عنوان سرمربي و َکاپيتان، و بازيکن نقش آفريني مي کند.سپس پورحيدري به تيم برمي گردد و حجازي بخاطر کسوت منصورخان پورحيدري تيم را به او مي سپارد .من اخرين بازي او را در استقلال که در سال 1365 بود بخاطر دارم که در مقابل پرسپوليس سه بر صفر مي بازند آن ديدار يک داستاني دارد که شايد بعدا بايد با جزييات گفته شود ولي ما در همين حد کليتش را مي گوييم که ناصر حجازي از انجام  يک کاري که به او محول کرده بودند سر بازمي زند و بعد ازآن ديدار بحث حذفش از فوتبال ايران مطرح مي شود، حذف از باشگاه استقلال و حذف از فوتبال ملي.


 ناصر حجازي که مي توانست در بهترين باشگاهاي خارجي بازي کند فوتبالش را و آينده اش را در يک کشور ديگر جستو جو مي کند،  مثل  هندوستان و بنگلادش و اين باورنکردني  است که ناصر حجازي به بنگلادش برود .


دکتر صدر: شما ببينيد از سراستيصال يک چنين جواهري به کجا پناه مي برد حالا چون به اين نکته اشاره کردي بايد اين نکته را اشاره کنم  که در تب وتاب مسائل سياسي ،از بازيکنان درخواست هايي مي کردند بعضي ها از افراد هم  انجام مي دادند، اما کسي مثل حجازي انجام نداد ، در سال 1388 مي توانيد ببينيد  که خودش را نامزد رياست جمهوري مي کند و ميگويد خب چه ايرادي دارد که يک ورزشکار بتواند عنان کار را در دست بگيرد ،مثل خيلي ازجاهاي ديگر دنيا که ازحرفه اي ديگر مي آيند و رييس جمهورمي شوند.ميخواهم بگويم اين ناديده گرفته شدن ها دربرهه آخر زندگي ناصر حجازي درحقيقت بازتابنده آن نه شنيدن هايي هست که البته همين موضوع است  که مردم را شيفته خودش ميکند.


پژمان راهبر:  برايم جالب است که در همان موقع که براي ثبت نام مي رود کراوات مي زند. در حقيقت يک حرک ضد جريان بود و يک جورمخالف خواني که اين هميشه همراهش بود.


  دکتر صدر: خب به هر حال ببينيد او هميشه خوش پوش بود يعني با معيارهاي خودش يک استانداردي را تعريف کرده است.


راهبر: من يک خاطره ديگر از ايشان تعريف کنم چون اين را دستمايه يک مطلبي کردم بعد از فوت وي جزو مطالبي هست که ميتوانم به لحاظ نوشتن آن مطالب افتخار کنم،بعد ازاينکه مصاحبه با ايشان بعد از يک ماه به اتمام رسيد ،قصد گرفتن يک عکس براي  روي جلد را داشتيم،  با ايشان قرار گذاشتيم ، رضا معطريان که عکاس ما بود را فرستاديم تا برود و ازناصر خان عکس بگيرد .رضا معطريان رفت و وقتي برگشت ديديم که عکس هاي عجيب وغريب گرفته . ناصر حجازي کت سرمه اي ،شلوارطوسي پوشيده بود وپيراهن سفيد و کراواتي هم زده و پايش را روي توپ گذاشته بود.بعد از آن به ما گفت" که اين عکس من سي ميليون نسخه  به فروش مي رسد "هميشه هم اينطوري بود که نسبت به چهره و تيپ خودش خيلي مطمئن بود و نسبت به تمايز خودش با بقيه هيچ شکي بخودش راه نمي داد.

 


دکتر صدر: احتمال دارد کساني که الان مي خوانند ممکن است اسم اين کار را خود بيني بگذارند ،ولي بياييد اسمش را اعتماد به نفس بگذاريم در حقيقت ناصر حجازي با همين اعتماد به نفس بود که در سن 19 سالگي جاي عزيز اصلي وفرامرز ظلي دردرون دروازه قرارمي گيرد و با همين اعتماد به نفس بود که در درون دروازه تيم ملي وهمچنين باشگاه تاج مي ايستد.


پژمان راهبر: شما به مصاحبه هاي ناصر حجازي  که اشاره مي کرديد مدام  با خودم مي گفتم چه اعتماد به نفسي.من اين داستان را  پلي ميزنم و منتقل مي کنم  آن را به آينده در سال 1364 نزديک  به چهل سالگي ناصر حجازي که دراستقلال بود، فينال باشگاه هاي تهران و بازي کشيده شد بود به  120 دقيقه و بعد آن به ضربات پنالتي مقابل تيم شاهين که تيم بسيار قوي بود و ناصر حجازي در آن بازي مهم ، پنالتي محمد حسين ضيايي را گرفت.


دکترصدر: فکر مي کنم به سمت چپ شيرجه رفت.

 

راهبر: حجازي در آن ديدار دفع توپ عالي دارد که فکرکنم ضربه علي پروين را مي گيرد.البته دوران ورزشي همه پر از فراز و فرود است. ناصر حجازي دريک دوره مقدماتي جام جهاني 1974 مقابل استراليا نمايش خيلي خوبي  ندارد و ما بازي را 3 بر صفر مي بازيم.


دکتر صدر: آن بازي اساسا بدترين بازي تيم ملي آن دوران است دوراني که من کاملا خاطرم است، من  شخصا خيلي دل بسته آن تيم هستم  در حقيقت وقتي آن تيم  به آن شکل تلخ حذف شد  ، (چون در آنجا 3 گل خورديم و در ايران 2 گل زديم ) و تنها يک گل ديگر احتياج داشتيم، بشدت ناراحت کننده بود وهمه اشک مي ريختيم ولي بايد بپذيريم در استراليا بدترين بازيمان را انجام داديم.


 اصلا باور اين موضوع بسيار سخت است که  در نيوزلند بازي تدارکاتي مي گذاريم. برنامه ريزي بايد تا چه حد بد باشد که تيم را وارد مسابقه اي کنيم که تمام بازيکنان کليدي ما را نشانه بروند ، پروين در آن ديدار آسيب مي بيند ،دو نفر ديگر هم زخمي مي شوند و بدترازهمه دست تيم براي استراليا باز مي شود در حاليکه .نيوزلند و استراليا  اصلا يک تيم هستند آنهم با کسي مثل راسيچ  با آن مدل  گنگستري که از اوسراغ داشتيم و آن جنگ رواني شديدي که  به راه انداخته بود.


در آن بازي ترکيب قلب دفاع ما ايراد داشت ،  در حقيقت آن روزها اشاره مي کردند که بياتي تيم را نچيده است واين  پرويز قليچ خاني است که  تيم را ارنج کرده است، حضور لواساني هم در تيم جدل آور بود ،البته اين گل هايي را که دريافت کرديم را مي شود در يوتيوب تماشا کرد .سه گل خيلي خيلي بد دريافت کرديم  ، نه فقط حجازي ، بلکه همه بد بازي کردند و در بازي برگشت  به علت حمله رسانه ها و منتقدين به حجازي، او نيمکت نشين شد و به جاي او منصور رشيدي درترکيب ثابت قرار گرفت و درادامه آن دو گل تاريخي پرويز قليچ خاني براي صعود به جام جهاني کافي نبود، و ايران به هر حال حذف شد. آن سه گلي که اشاره کردي خيلي خاطره تلخي بود.

 


راهبر: ولي  حجازي در سال 1978 جبران کرد .


دکتر صدر: تيم بدون باخت وکمترين گل خورده در حالي که با چه تيم هاي قدري درمرحله اخر روبرو شديم ، با استراليا، کره جنوبي،کويت، عربستان.  در آغاز رقابت ها که عربستان را درآنجا شکست مي دهيم درحقيقت اشاره کردند که ما از خانه خدا شروع کرديم .نردباني که ماررا به آرژانتين برد.


راهبر: در جام جهاني 1978 ما سه بازي انجام داديم و 8 گل دريافت کرديم، دو گل زده و 8 گل خورده  کارنامه ما در اولين حضور در جام جهاني بود .بازي اول مقابل هلند که تيم با با سه گل شکست مي خورد ،دو گل از اين سه گل ،از روي نقطه پنالتي به ثمر مي رسد و جالب است که در رسانه ها قبل از عزيمت به آرژانتين ، صحبت شده بود که تيم پرخطايي هستيم ولي با اين حال  دربازي هلند در حالي که ما سه گل دريافت کرديم ، من فکر مي کنم  حجازي بهترين بازيکن ايران بود درست است؟


دکتر صدر: بله رکورد عجيبي ايران دارد اگه تصويرآن پنالتي ها باشد ، ما دوگل پنالتي دريافت مي کنيم در برابر هلند.متاسفانه ما در اين جام جهاني يک رکورد غمبار داريم، تيم ملي ايران در سه بازي، چهار مرتبه مرتکب خطاي پنالتي مي شود و اين آمار واقعا باورنکردني است.


پژمان راهبر: حتي بازي با اسکاتلند هم توسط اندرانيک اسکندريان گل بخودي مي زنيم !


دکتر صدر: يکي از تصاويري که در ذهن من هميشه مي ماند ، همان تصوير بازي با اسکاتلند هست که اندرانيک  اسکندريان مي خواهد توپ را دور کند و بر مي گردد (با افسوس زياد) و هنوزباورنمي کنم،يعني نهايت بداقبالي.و يادمان باشد، اين بازي در برابر هلندي انجام شد  که چهارسال پيش فيناليست جام جهاني بود و همين هلند فيناليست جام جهاني 1978 نيز شد.


پژمان راهبر: و شايد اگر بازي درهرجايي غيرازآرژانتين برگزارمي شد آنها (هلند) قهرمان مي شدند.


دکتر صدر: متاسفانه ما از لحاظ ذهني مرعوب هلندي ها بوديم  . البته اين اولين باري بود که به جام جهاني مي رفتيم . علي پروين خاطرات شيريني از اين بازي ها دارد که مي تواند تعريف کند. بنابراين حتي شکست 3-0 هم  برغم اينکه از اين سه گل دوتاي آن ضربه پنالتي بود و ميتوانست کمتر باشد، قابل قبول بود و در عين حال مقابل  اسکاتلند هم بازي خوبي ارائه داديم.


اولين امتياز را گرفتيم ، اولين گل را زديم، وبرابرپرو خيلي شجاعانه بازي کرديم بدون هافبک دفاعي رفته بوديم که بازي را ببريم اما چهارگل دريافت کرديم.

 


پژمان راهبر: پرو هم تيم خيلي خوبي بود.


دکتر صدر: بله، کوبيلاس دو گل به حجازي مي زند، اما اين جا بايد بگويم اگرايران مي توانست به جام جهاني 1974 برود حجازي مي توانست ادامه فوتبالش را دراروپا پي بگيرد. آن زمان او دراوج جوانيش بود وانجا شايسته حضور در تيم هاي خارجي بود.

 

دکتر صدر: مي تونم درمورد حافظه ناصر خان يک نکته بگويم؟همين اواخر که ناصر خان مريض بودند مسابقه اي بود که توسط طرفداران باشگاه ها برگزارمي شد و ناصر خان هم  در آنجا حضور پيدا کرده بود.  آنجا فرصت شد تا با ناصر خان صحبت کنم وبه ايشان گفتم من طرفدارعقاب بودم و شما دروازه بان تاج بوديد.مربي تيم عقاب برعهده حسين فرکي بود و دربرابر استقلال جانانه بازي مي کردند. کاپيتان پيکان هم پرويز قليچ خاني بود که سابقه بازي در تاج را داشت و به نوعي ضد تاج شده بود ، در واقع بازي تاج وعقاب خيلي بازي پرتنشي بود ،وراي بازي هاي پرسپوليس و تاج  که داستان خودش را داشت، عقاب هميشه جنگجويانه به مصاف تيم هاي بزرگ مي رفت.درخاطرم هست که يک سري جنگ هاي لفظي بين پرويزقليچ خاني وتاجي ها قبل ازبازي شکل گرفته بود و آن ديدار را حساس تر از گذشته کرده بود. پرويز قليچ خاني هم يک بازيکن بسيار بزرگي بود بطوري که مي توانست درهمه پست ها بازي کند غير از دروازباني، ولي پست اصليش هافبک بود يادم مي آيد ضربات کرنر که به نفعشان اعلام مي شد ويا سانتر که مي کردند هميشه مي گفت توپ را بفرستيد وقليچ خاني مي توانست با آن اندام آهني وعجيب وغربيش بلند مي شد و همه راهم پشت سرمي گذاشت وضربات سر را مي زد.درست مثل يک تانکي بود که بلند مي شد يعني وقتي با او برخوررد مي کرديد نقش زمين مي  شديد و زماني که اين دو نفربراي تصاحب توپ از زمين بلند مي شدند، براي ما عقابي ها بسيار تماشايي بود انگار همه صحنه را بصورت حرکات آهسته مي ديديم، آنها بلند مي شدند و بهم بر خوردمي کردند و حجازي توپ را دفع مي کرد ودر ادامه ، به زمين مي خورد.


آن بازي صفر بر صفر به اتمام رسيد ،حالا به حافظه مي خواستم اشاره کنم .از او پرسيدم اون بازي را هنوز به ياد داريد ؟  در ادامه به او گفتم آرزو مي کردم آن دروازه باز شود و خاطرم هست که  شما درد زيادي کشيديد .ناصر خان شروع کرد با جزييات تعريف کردن، در حاليکه آن ديدار يک بازي صفر صفر بود و درعين حال بازي مهمي نبود، مثل بازي با پرسپوليس يا بازيهاي جام جهاني اما با اين حال با جزييات آن ديدار را بياد مي آورد ،اين وقتي بود که بيماري تمام بدنش را فرا گرفته بود ولي ذهن کاملا آماده بود.

 


راهبر: ناصر حجازي به من گفت که زماني که لاغر بودم و اندام نحيفي داشتم و  براي اينکه بزرگ بنظر بياييم (چون  پست دروازباني پستي بود که بايد درشت به نظر مي آمدي) شماره 22 را به تن مي کردم اين نکته جالب را از آن مصاحبه بياد مي آورم ، سپس با ايشان در باره فرم و شکل لباسهاي زيبايش سوال کردم و به ناصر خان گفتم ، شما هميشه در دردرون درواره لباس هاي زيبايي مي پوشيديد،  مثلا يه لباسي هست که آرم کره جنوبي هم رويش.حک شده (همون لباسه سبزي که مهدي رحمتي که سال هاي بعد بر تن کرد و با آن لباس فينال جام حذفي را بردند) درباره اين موضوع خيلي صحبت کرد و همچنين درباره اينکه کسي بوده که درهمه حال به فرم لباسش و چهره اش اهميت مي داده است.


دکتر صدر: يکي از ويژگيهاي که باعث ايجاد تفاوت او وساير بازيکنان شده بود همين ظاهره جذابش بود، حالا حتما دوستان عکس هاي او را دارند.  تقريبا تمامي بازيکنان قبل ازاو، موهايشان کوتاه و اصلاح شده بود  ،ولي ناصر حجازي درحقيقت به مدل جوانان دهه هفتاد ميلادي و پنجاه شمسي با موهاي بلند و متفاوتبه مانند ستاره هاي سينمايي آن دوره مثلا بهروز وثوقي ديده مي شد . وقتي عکس هاي او را در کنار ستارگان سينمايي آن زمان مشاهده مي کنيم انگار دو ستاره سينمايي مي بينيم.


 پيشنهاد بازي در فيلم هم به او شده بود، چنان که "عزيز اصلي" هم در چند  فيلم ايفاي نقش کرده بود  واتفاقا بازي هاي جالبي هم از او ديديم ، عزيز اصلي دراغلب  فيلم ها ،نقش يک مرد خشن را بازي مي کرد ،بخاطره آن اندام وآن ميميک صورتش که جذابيت خاص خودش را آن دوران داشت. اما حجازي ظاهربسيارمتفاوتي داشت وبا فوتباليست هاي به تعبيري سنتي قبل از خودش فرق مي کرد ، ودر کنارهمه اين تفاوت هاي ذکر شده ، حجازي دانشجوهم بود ، او دانشجوي مدرسه عالي ترجمه بود .

 


وقتي تمام اين خصوصيات بارز را در کنارهم قرارمي دهيم ،مي توانيم شاهد تولد يک دروازبان عصر نو و يک الگوي مدرن در فوتبال ايران باشيم ، حداقل براي جوان هاي آن دوره ، همه پکيج را داشت يعني از نظر ظاهري و قد وبالاي بلندي که داشت ،چهره دلپذيري که  داشت، آن مدل موهايش که برآمده از مد روز بود، لباس هايي که مي پوشيد با  مد روز جلو مي رفت و همه اينها جذاب بود و از همه مهم تر درون دروازه يک ورزشکار تمام و عيار بود، نوع دروازبانيش همانجورکه صحبت کرديم با دروازبانهاي دوره خودش متفاوت بود. و آن رنگ  پيراهن را که شما  گفته بودي ، هميشه ناصر حجازي را با اون پيراهن سبز رنگ معروفش بياد مي آوريم وعلاوه برآن يک پيراهن زرد رنگ هم داشت که گاهي آنرا را مي پوشيد.

 

پژمان راهبر: من اولين بار که ناصر خان را در درون دروازه ديدم، بازي استقلال وصدا سيما بود و فکر مي کنم پيراهن زرد ويا سبز به تن کرده بود ،خيلي دقيق خاطرم نيست. نکته جالبي که براي من بود او افسايد را جلوترازبقيه تشخيص مي داد، بعدا که سوال کردم مي گفتند که ناصرحجازي بازي خواني بسيار قوي اي داشت، در واقع همانطور که شما گفتيد شيرجه نمي زد و وقتي تشخيص مي داد توپ به اوت مي رود، حتي اگه مماس به تيرک هم بود از جايش تکان نمي خورد. او درواقع افسايد را زودتراز کمک داوراعلام مي کرد، حالا شايد هم شگردش بود که قصد داشت  با اين حربه کمک داور را تحت تاثيرقرار بدهد.


من درواقع دوران اوج ناصر حجازي را کامل نديده ايم . دوست دارم بگوييد کدام بازي ها کليدي هست که قشنگ و شفاف تصويرش درذهنتان ازش بجا مانده است؟


دکتر صدر: ببينيد آن بازيه زسکا را که به آن اشاره کردم که در جاي خودش خيلي مهم بود و در واقع حجازي يک تنه بازي را به اصطلاح در مي آورد.اما ديداري که همه آنرا تاييد کردند و ما هم نديديم ، مقدماتي المپيک 1972 بود ، مصافي بسيار حساس مقابل کره شمالي و متاسفانه وقتي تيم وارد شهرپيونگ يانگ شد به علت کمبود امکانات کافي آن زمان، تصويري از آن مسابقه در دست نيست. تصويري که از کره شمالي بياد داشتيم همان طوفان زرد، کره اي ها بود که در جام 1966 انگليس موفق  به حذف ايتالياي بزرگ شده بودند و همچنين آن سه گلي که  به پرتغال زدند و معلوم نبود اگر اوزه بيو آن 5 گل را به ثمر نمي رساند چه اتفاقي عجيبي مي افتاد.


در مجموع آن چيزي در ذهنمان نسبت به کره شمالي  ساخته بوديم  تيمي بود دست نيافتني،  بازي هم وقتي وارد پيونگ يانگ شد مستقيم پخش نشد. احتمالا کره هاي ها امکانات کافي براي پخش مستقيم  نداشتند و اما خبري که به گوشمان رسيد حاکي از درخشش فوق العاده ناصر حجازي در دروازه داشت او به تنهايي 5 موقعيت گل را از کره اي ها گرفته بود و تيم ملي ايران با درخشش بي چون وچراي حجازي موفق به متوقف کردن کره شمالي در پيونگ يانگ مي شود.بازي برگشت در تهران به تساوي صفر بر صفر رسيد،  نتيجه اي که مثل آب سردي بر پيکره فوتبالمان ريخته شد  چون ما تصور مي کرديم که بايد اين بازي را ببريم. و بالاخره بازي سوم دريک زمين بي طرف در اسلام آباد پاکستان برگزار شد.در يک زميني که  به طرز غير قابل باوري مردم در کنار و دور زمين ايستاده و نشسته بودند، يعني اصلا استاندارد نبود و درنهايت ايران با دو گل  صفر ايرانپاک و کلاني از دروازهاي المپيک 1972 عبور مي کند.


از بازيهاي ماندگاري که من يادم مانده است ، (پيش از انکه به جام جهامي 1978 برسيم )، بايد به دو بازي تاج و پرسپوليس اشاره کنم که در آن به نظر من ناصر حجازي  بسيار درخشان ظاهر مي شود يکي از آن دربي ها  متعلق به سال 1350 است، ديداري در ورزشگاه امجديه  که با نتيجه  يک بر يک مساوي به اتمام مي رسد در آن ديدارغلامحسين مظلومي ،همان نيمه اول دروازه پرسپوليس را باز مي کند و ازآن لحظه درحدود يک ساعت بمباران پرسپوليسي شروع مي شود ،تا اينکه در دقيقه 90 کرنر ارسالي علي پروين  به اصغر اديبي مي رسد و ضربه او را حجازي ناقص دفع مي کند تا در برگشت ، صفرايرانپاک نتيجه را به تساوي تغييرمي دهد، ولي فشاري که حجازي در ان ديدار متحمل مي شود بسيار زياد است.

 


دو سال بعد در سال 1352  باز هم در ورزشگاه پيرامجديه تاج بازي را يک بر صفر مي برد بدين صورت که دقيقه  3 يا 4 بود که رضاعادلخاني تک گل ديدار را به ثمر مي رساند و پرسپوليس 85 دقيقه نمي تواند دروازه تاج را باز کند.  حجازي در آن دربي يک ضربه از حسين کلاني دفع مي کند که حيرت انگيز است و آن دربي هم از بازي هاي کليدي است  که حجازي موفق به بسته نگه داشتن دروازه اش مي شود.


و يکي ديگر از بازيهاي ماندگار حجازي  بعد از انقلاب، همان  ديدار معروفي است  که استقلال با نتيجه يک بر صفر با گل پرويز مظلومي موفق مي شود در حضور 120 هزار تماشاگر ،بازي را به نفع خود به پايان ببرد، هر چند که آن ديدار برابر داشت پيش مي رفت اما استقلال با يک ارسال و پرواز مظلومي و سنگرباني درخشان حجازي ديدار را با برتري به پايان مي رساند ولي شرايطي که  در آن بازي حاکم بود فوق العاده منحصر بفرد بود.پيش از بازي تماشاگراني که به زمين هجوم آوردند و آنها تا لب خط به کنارهاي خط طولي هدايت کردند، و دوتيم با کاپيتاني حجازي و پروين در نهايت خونسردي به زمين آمدند.همين جا بود که قدرت ذهني اين دو بازيکن را مي شود ديد. بازي بسيار تب زده اي بود .من خودم در استاديوم بودم ولي بعد در تلويزيون اين صحنه ها را ديده ام.داور در اين شرايط از هر دو کاپيتان مي پرسد که بازي را شروع کنيم يا نکنيم که هر دو کاپيتان در حاليکه دور زمين را همه تماشاگران انگار محاصره کرده بودند در نهايت آرامش مي گويند بازي را به اميد خدا شروع مي کنيم.

 

پژمان راهبر: اقاي صدر چرا مي گوييد سال 1974؟ من مي گويم سال 1982، در واقع اگر آن اتفاقات درفوتبال نمي افتاد ما مي توانستيم در جام جهاني 1982 حضور پيدا کنيم. در تيم جام جهاني  1978  خيلي از بازيکنان  واقعا جوان بودند ودر سال 1982 به مرز پختگي رسيده بودند ،در تيم 1978  مثلا ابراهيم قاسمپور مگر چند سال دارد ؟حسن روشن با وجود سابقه زيادش مگر چند سال سن داشت؟ ما بازيکنان درخشاني داشتيم که به تيم اضافه هم شدند نسلي که ناصر محمد خاني ،مهدي دينورزاده، بهتاش فريبا، حميد عليدوستي  و ....ولي ما  هر حال جام جهاني 1982 را  به دلايل غير فوتبالي از دست داديم و کويت بجاي ما به جام جهاني رفت.


دکتر صدر: ما به المپيک 1980 مسکو صعود مي کنيم ولي گفتند ما اصلا فوتبال نمي خواهيم. سياست بارگي و جو تب زده آن سالها يک نسل را نابود کرد همين کساني که تو نام بردي.


راهبر: ببينيد من مي گويم شما فکر کنيد و تصور کنيد  که پنج سال يا چهارسال فوتبال نداشته باشيم ،اصلا من  اعتباري که به اين نسل ميدهم (1970 - 1980) براي اينکه آنها توانستند بعد از چهار سال دوباره برگردند، توانستند فوتبال را به همان شور وحرارت برگزار کنند. چه کسي فکر مي کرد ما چهار سال فوتبال نداشته باشيم ولي فوتبال تعطيل نشود و از بين نرود؟


دکتر صدر: براي تيم ملي يک طرحي را ميگذارند بنام طرح 28 ساله ها. تصورکنيد با يک نامه که با اين مضمون که اگر کسي بالاي 28 سال داشته باشد حق حضوردر تيم ملي را ندارد.همين الان هم که مدت زيادي از آن نامه گذشته نمي توان به آن اشاره نکرد، خدا بيامرزد را آقاي مصطفي داودي(رييس وقت تربيت بدني) ولي با اين نامه با زندگي خيلي از آدم ها بازي کرد.


ناصر حجازي به خود من گفت " اقاي صدر  ، يک دروازبان در سن 27-28 سالگي تازه به اوج ميرسد و روند اوج گيري آنها با يک مهاجم فرق مي کند ، مثلا به دينو زوف نگاه کنيد ببينيد کي به اوج دورانش رسيد؟ من تازه به 30 سالگي که رسيدم درحقيقت در اوج بودم انجا که ديگر مي توانستم با کمترين انرژي و با کمترين واکنش توپ ها رو بگيرم و تيم را رهبري کنم و کاملا درست مي گفت ما که الان داريم صحبت مي کنيم ،بوفون چند سالش است؟

 
راهبر: من واقعا بغض دارم مي خواهم بگويم که اين همان خشمي  بود که ناصر خان هميشه همراهش بود وبه نظرم کاملا حق هم داشت ، در مصاحبه اش به من گفت يک سري از ادم ها  که چهره خوبي نداشتند  از قيافه من خوششان نمي آمد بنابراين ،مانع حضور من در تيم ملي شدند. جالب اين جاست که به جاي حجازي از بهروز سلطاني استفاده کردند که دروازبان خوبي هم بود اما بعد از مدتي او را هم کنار گذاشتند.
 

دکتر صدر: بهروز فوق العاده بود.


پژمان راهبر: حجازي بعد ها درعرصه باشگاهي ادامه داد و بعد از فوتبال ايران بطور کل حذف شد که حالا راجع به آن صحبت مي کنيم ولي من مي خواهم اين را بگويم آنها استحقاقش را داشتند که به تيم هاي خارجي بروند و ناصر حجازي هم تلاش هايي انجام داد تا بتواند به منچستربرود که داستانهاي خودش را دارد که من بي واسطه ازخود ايشآن شنيدم که گفت ما براي اخذ رضايت نامه از فدراسيون کمک خواستيم ولي آن زمان فدراسيون حساب کتاب نداشت بعد ها ناصر حجازي گويا از شهباز به خارج از کشور مي رود و مي گفت من به اين نتيجه رسيدم که بايد نامه اي جعل کنم تا انجا که يادم مي آيد گويا آنها اين موضوع را متوجه مي شوند و پرونده حجازي را آنجا بستند.

 


دکتر صدر: در باره مراودات خارجي حجازي بايد بگويم که هنگامي که استوک سيتي به ايران آمده بود تا با تيم منتخب ايران بازي کند (اين را هم بگويم که دروازبان استوک سيتي گوردون بنکس افسانه اي بود که قهرمان جام جهاني 1966 بود) ، به هر حال زمزمه پيوستن حجازي به انگليس آن زمان به گوش رسيد ،سپس ديدارهاي تدارکاتي تيم ملي ،پيش از جام جهاني 1978از راه مي رسد که تيم ملي به فرانسه مي رود و آن جا بازي هاي درخشاني را انجام مي دهد، نشريات آن دوران اشاره مي کنند که باشگاه هاي فرانسه خواهان حضور وي در فرانسه هستند و بعد ازاينکه در جام جهاني بازي مي کند ،ديگر جو فوتبال ايران در آن برهه براي عزيمت به اروپا مناسب نيست.

 

پژمان راهبر: ناصر حجازي آخرين قهرماني استقلال درجام باشگاههاي تهران را بدست آورد و بعد از آن استيلاي پنج ساله پرسپوليس شروع شد .ميخواستم در دوران بنگلادش را هم بگويم که آنها يک بازي فوق العاده با پرسپوليس انجام دادند جالب است که پرسپوليسي ها تيم ساندرز سري لانکا را با پنج گل شکست مي دهند و محمدان بنگلادش با همين تيم ساندرز يک بريک به تساوي مي رسند و در حاليکه پرسپوليس در بازي آخر براي صعود فقط به يک تساوي احتياج دارد به محمدان بنگلادش که سرمربيگريش را ناصر حجازي برعهده داشت دو بر يک مي بازد و حجازي با اين برد تبديل به قهرمان بنگلادش مي شود. بنگلادش به عنوان يک تيمي که نه قبلش و نه بعدش ديگر چيزي از آنها نمي بينيم،  درآن دوره زماني هم تيم محمدان و هم فوتبال ملي بنگلادش دچار يک انقلاب بزرگ مي شوند. من بخاطر دارم که وقتي به ايران آمدند ، ما به زحمت با گل دقيقه 82 صمد مرفاوي توانستيم  آنها را شکست دهيم و در دوره بعد، اولين باري که ما بعد آن ديدار ناصر حجازي را ديديم، تيم محمدان در اهواز در مقابل شاهين اهواز قرار گرفت از سري مسابقات جام باشگاههاي آسيا که ناصر حجازي با عينک در مقابل دروازه روبرو مي نشست و سر انجام بعد از يک بازي شانه به شانه شاهين اهواز موفق شد با يک گل محمدان را از پيش رو بردارد وبعد از آن ناصر حجازي به ايران بازگشت و دوران درخشان مربيگريش را شروع کرد.  او ابتدا به شهرداري کرمان رفت و با آن تيم توانست به ليگ آزاگان صعود کند، همچنين در سپاهان هم  نتايج خوبي گرفتند، البته بالا نيامدند ،سپس در بانک تجارت علي دايي راکشف کرد و بعد به استقلال آمد و دراستقلال قهرمان شد و سپس در ذوب آهن و .. کلا هم دوران صعودي وهم نزولي دارد، درعرصه مربي گري وآخرش دراستقلال که خيلي تلخ هم شد شايد استحقاقش را داشت به علت ناصر حجازي بودن به اوفرصت بيشتري بدهند ولي درآن فصلي که خيلي خوب هم شروع شده بود جاي خود را به فيروز کريمي داد.


دکتر صدر: معمولا پايان هاي مربي گري خيلي تلخ است و خيلي ممنون از جمع بندي جامع تو پژمان عزيز ،از زندگي حرفه اي ناصرخان به عنوان مربي. آنچه الان جلب نظر مي کند اين است که من فقط  دو مربي به خاطرم مي آيد، که خارج از مرزهاي ايران به عنوان سرمربي رسيده ، اول حشمت مهاجراني ونفر بعدي ناصرحجازي بوده است.ا وقتي در مورد ناصر حجازي صحبت مي کنيم معمولا به عنوان دروازه بان صحبت مي کنيم تا حجازي مربي،وتصور ميکنم با اين توضيحات جامع تواين حلقه تسبيح را کامل کردي.

 


راهبر: حجازي بازيکن شناس خيلي خوبي بود و بازيکنان زيادي را به ايران معرفي کرده است.  شايد آخرين نفر در زماني که در ذوب آهن سر مربي بود رحمان رضايي بود که به فوتبال ايران معرفي کرد و شايد مهمترين و بزرگترين شاگردش هم علي دايي بود .


شايد مواقعي که فوتبال بهتر مي ديدم خيلي قدرت درک ويژگي هايش را نداشتم ولي در مورد ناصر حجاري چيزهايي که يادم هست هميشه و هميشه دوست داشت ،سر مربي تيم ملي شود وبه نظرمن استحقاق اين مهم راهم داشت به نظر من در دوره اي که روند رشدش پشت سرهم بود تا به استقلال رسيد و با استقلال همه قهرمان شد، ديگر وقتش رسيده بود که به عنوان سرمربي تيم ملي انتخاب شود اما در آن برهه روساي فدراسيون ، صالح نيا در تيم ملي جوانان يعني آقاي مايلي کهن را به به عنوان سرمربي تيم ملي انتخاب کردند، نه اينکه ايشان شايسته نبود که چه بسا که بعدا نشان داد شايستگي بسياري دارد ولي فکرمي کنم دلايل ديگري داشت که ناصر خان به اين سمت نائل نيامد واين حسرت تا آخرين روز زندگي همراه ايشان بود که اذعان مي داشت که يکبار هم به من اين مهلت را بايد مي دادند و به نظرم اين خنجردرقلب هميشه همراهش بود .


دکتر صدر: بله او آزرده دل وداع کرد و رفت .اما دروازبانها به علت پستشان کلا داراي شخصيت خاصي هستند وقدرت ذهني بسيار قوي دارند يک نوع تکروي منحصر بفردي دارند، يک چالش هايي دارند که با بقيه متفاوت است.


اولا جدا از همه تيم تمرين مي کنند  ، دوما اينکه از اين جهارچوب حق خروج ندارند در حاليکه بقيه بازيکنان آزادند که به همه جا سر بزنند و سر کشي کنند ، اما آنها درون چهار چوب مثل يک زنداني حبس شده اند ، معمولا شکست ها  وگلهاي خورده را با دروازه بان توجيه مي کنند و اغلب اوقات  پيروزي ها ازآن گلزن هاست ،يکجور تنهايي و يکجور انفرادي بودنشان  يک تکروي به آن ها مي دهد که دروازبان ها  رو متفاوت مي کند در قياس با بازيکنان ديگر و تصور مي کنم حجازي هميشه در دل فوتبال ايران بود و شاخص هم بود و ازهمان جوانيش و از همان نوزده سالگيش که آمد درون آن قاب دروازه، ما او را ديديم در تيم نادر و بعد تاج و بعد شهبازو تيم ملي ،بدون شک اوهميشه در دل فوتبال ايران جايگاه ويژه اي داشته است و به معناي  واقعي ، خاص هم بود و اين خاص بودن را در کلامش درمرامش و ظاهرش ودر واکشن هايش مي ديدي و معمولا ،آدم هايي که به اين شکل  تک مي افتند.

 

 

راهبر: ميخواهم سکوت کنم و فقط گوش بدهم . اين را هم بگويم که سالي که ناصر حجازي نامزد رياست جمهوري شد سال 1384 بود.


دکتر صدر: سالي که اقاي احمدي نژاد پيروز شدند و ناصر حجازي نشد ، به هر حال يادي کرديم از ناصر حجازي و ممنون از شما که اين فرصت را ايجاد کرديد که بتوانيم با حوصله صحبت کنيم وارد جزييات بشويم وخاطره بازي بکنيم ويک سايه روشن هايي را براي نسل جوان باز کنيم که ارج بگذارند بر پيشکسوتان درعرصه ورزش  و شخصيت هاي اجتماعي فرهنگي وناصر حجازي وراي يک ورزشکار است . زمان سپري مي شود و مي روند و اينها جانشيناني ندارند و بايد حرمتشان حفظ شود وهمچنين جايگاهشان .

 

ارسال در: سه شنبه 3 مهر ساعت 15:05 (1397/7/3)

اخبار مرتبط برای این خبر ثبت نشده است
تا نمایش کامل نظرات لطفا منتظر بمانید
نام شما: *
ایمیل: * (بدون www)مثلا :  Ali2020@gmail.com
نظر:
در صورت تایید پیام، مرا مطلع کن
دقت کنید که ایمیل وارد شده باید درست باشد
اگر پیامی در این خبر اضافه شد مرا مطلع کن