دو ساعت و نيم تلخ اورژانس بيمارستان بهمن (عکس)
شماره خبر : 148581
قسمت ورودي اورژانس بيمارستان بهمن در پي درگذشت بهرام شفيع يکي از شب هاي غمگين و تلخ خود را تجربه کرد.

درب ورودي اورژانس بيمارستان بهمن 17 مهرماه 1397 يکي ديگر از خاطرات تلخ را در حافظه خود ثبت کرد؛ شبي که بهرام شفيع گزارشگر و پيشکسوت رسانه هاي ورزشي کشور چند قدم آن طرف تر و داخل يکي از اتاق هاي اورژانس آخرين نفس هاي خود را کشيده بود.


از دنيا رفتن شفيع که پس از سکته قلبي چند سال پيش دوباره جان گرفته بود و براي برنامه قديمي ورزش و مردم هم طرح هاي جديدي در ذهنش داشت، نه براي خودش و نه اطرافيانش قابل انتظار نبود و به همين دليل بهت و تعجب اولين واکنش اميراقبال شفيع تنها پسر مرحوم شفيع در مواجهه با اقوامي بود که يکي يکي خود را به بيمارستان مي رساندند؛ برخي از اقوام و دوستان که آرام تر به نظر مي رسيدند، جرات گفتن تسليت نداشتند و آنها هم که هراسان، مضطرب و با گريه خود را به بيمارستان رسانده بودند، منتظر شنيدن اين خبر بودند که همه چيز بيشتر از دروغي مضحک نيست.


ساعت که به 8 شب رسيد، پزشکان خبر فوت پدر را به اميراقبال و همسرش داده بودند و آنها بايد با اين واقعيت کنار مي آمدند که ديگر پدر و همسري در اين دنيا ندارند. آرام آرام اقوام خانواده شفيع خود را به بيمارستان رساندند؛ ديدار دوستان و اقوام در اين لحظات مي تواند مرحمي باشد بر درد بزرگي که بر دل نشسته و انگار آنها هم منتظر بودند تا آغوشي پيدا کنند و دوباره گريه و زاري را از سر بگيرند تا شايد کمي آرام شوند. صحنه هايي که با اشک، ناله، فرياد فروخورده و بغضي درمان ناشدني همراه بود و فقط زمان مي تواند مرهم آن باشد. در تمام اين لحظه ها اما سکوت و بهت همسر بهرام شفيع که همراه ساليان سالش را به يکباره از دست رفته مي ديد، سنگين تر از تمام صداهاي اطراف بود.


غير از صداي زاري و گريه اگر صداي ديگري شنيده مي شد، مربوط به تماس هايي بود که براي اطلاع از خبر مرگ و چرايي آن گرفته مي شد و در بين اقوام و به خصوص مردهاي حاضر در ورودي بيمارستان هم در اين مورد صحبت مي شد که مرحوم شفيع فقط کمي کسالت داشته و شنيدن خبر از دنيا رفتنش براي آنها غير منتظره بود.

 


احسان حدادي و حسين توکلي اولين ورزشکاراني بودند که خود را به بيمارستان رساندند و اقبال شفيع را به آغوش کشيدند؛ حالا ديگر پس از گذشت بيش از يک ساعت انگار همه باور کرده بودند بهرام شفيع از دنيا رفته و عرض تسليت ها با تن صداي بالاتري به زبان مي آمد. اکبر فيض پيشکسوت کشتي کشور هم يکي از افرادي بود که بي صدا آمد و رفت و شايد هيچ کس هم متوجه بغض او وقتي از مرگ يکي از پيشکسوتان رسانه هاي ورزشي صحبت مي کرد، نشد؛ مردي که به ندرت کسي را با توجه به جايگاهي که داشت، آزرد.


رسيدن دوربين هاي شبکه خبر و باشگاه خبرنگاران هم از دست رفتن بهرام شفيع را رسمي تر کرد تا اقبال شفيع مقابل دوربين آنها از بزرگي پدرش بگويد؛ اينکه ايستاده از دنيا رفت و اين همان چيزي بود که مي خواست.


ساعت که به 10.30 شب رسيد، نگهبانان بيمارستان سعي در آرام کردن شرايط و بازگرداندن ورودي اوژانس بيمارستان به حالت عادي داشتند و اقوام نزديک هم که براي وداع آخر به داخل اورژانس راه داده شده بودند، يکي يکي محوطه بيمارستان را ترک کردند تا به خانه مرحوم بهرام شفيع بروند و در آنجا براي چگونگي انجام مراسم خاکسپاري جلسه اي برگزار کنند.
آخرين صحنه يکي از شب هاي تلخ ديگر بيمارستان بهمن، تشکر تنها فرزند شفيع از اقوام و دوستاني بود که خود را به بيمارستان رسانده بودند و حالا آنها بايد خود را براي وداع هميشگي با پدر که روز پنج شنبه خواهد بود، آماده کنند؛ وداعي که البته براي هيچ کس گريزي از آن نخواهد بود.

 

 

ارسال در: چهارشنبه 18 مهر ساعت 11:26 (1397/7/18)

اخبار مرتبط برای این خبر ثبت نشده است
تا نمایش کامل نظرات لطفا منتظر بمانید
نام شما: *
ایمیل: * (بدون www)مثلا :  Ali2020@gmail.com
نظر:
در صورت تایید پیام، مرا مطلع کن
دقت کنید که ایمیل وارد شده باید درست باشد
اگر پیامی در این خبر اضافه شد مرا مطلع کن