نامه سرگشاده مدرس فوتبال به جادوگر
شماره خبر : 150483
آقاي کريمي واقعا خجالت کشيدم.

چند روز پيش شرايط برگزاري يک بازي دوستانه بين شهرداري تبريز و سپيدرود رو مهيا کردم( چون در هر دو تيم سابقه بازي کردن داشتم) و دوستان تبريزي بالاخص سرمربي خوب شهرداري تبريز که از هم بازيان سابق و دوستان خيلي نزديک بنده هست از بنده خواستند که زمينه دو بازي با تيم هاي سپيدرود و داماش رو براشون بچينم،،،،


 که در نهايت براي پنج شنبه بازي دو تيم سپيدرود و شهرداري تبريز انجام شد،،،،، کاري به نتيجه حاصل شده ندارم اما وقتي دلخوري کادر فني باشگاه شهرداري تبريز رو شنيدم،، از خودم خجالت کشيدم،،،،، که چرا من واسط اين بازي شدم،،
 کادر فني  تيم شهرداري تبريزبعد از بازي و حين خوردن نهار از اين ناراحت بودند که علي کريمي نه در ابتداي بازي براي استقبال و نه در انتهاي بازي براي خداحافظي ،، نه به رختکن تيمشان رفته و نه به نيمکت شان!!


 واقعيت اين هست که نصف بيشتر بازيکنان شهرداري دوست داشتند از نزديک علي کريمي رو ببينند،، چون علي کريمي محبوب هست!


 اين چه رفتاري هست که يک فرد محبوب از خودش نشان مي‌دهد ؟

 
آقاي کريمي خوب به حرف هاي من گوش کن!!
 قرار نداشتم کل فصل نه سپيدرود رو نقد کنم و نه شخص تو رو،،،،، ياد گرفتم به فقيرترين و ضعيفترين آدم هاي دور برم احترام بزارم و البته تو صورت آدم هاي خودخواه برم،،،،

 نيازي به بازگشت به گذشته نيست و رفتار چيپي که با من داشتي در همون يک بازي که مسئوليت بازي با من بوده،،،،، من ازت گذشتم ولي فراموش نکردم،،،،، فراموش نکردم کل جريان بازي از طريق تلفن همراه سهيل حقشناس به من فشار مي آوردي که بايد امين منوچهري رو توي بازي بزارم و من مقاومت ميکردم( به جاي اينکه در اون لحظات حساس بازي ،، تيم و نفرات رو کوچ کنم درگير بيرون زمين و تلفن هاي بي ربط و خارج از اخلاق مربيگري تو بودم) در نهايت هم  امين منوچهري از ليستت خارج شد،،، ياد اون جوک افتادم که بين نيمه بهم رسوندي که اگه همين الان منوچهري رو توي بازي نزاري حکم اخراجت رو توي کانال ميزارم( احتمالا کانال سنگر به سياهکل مد نظرت بود!) به هر صورت اون بازي گذشت ‌و من فهميدم اون علي کريمي که در دوران بازيگري هر بيننده اي رو مجذوب ميکرد و خودم‌شخصا عاشق فوتبالش بودم،،، در مربيگري هيچ چيز نيست،، هيچ چيز!!

 يادم هست اولين بازي که براي تيم ملي داشتي ،، بازي با تيم کويت در بازيهاي آسيايي بودکه سرمربي تيم ملي مرحوم پورحيدري بود و تو نيمه اول هول و سردرگم بودم،،،، من بين نيمه دعا ميکردم که نيمه دوم کار رو دربياري ،،، چون تو در زمين بازي يک استثناء بودي و نيمه دوم تو‌بهترين شدي،،، هيچ وقت يادم نميره بازي ايران با امارات رو که تو توي هيجده قدم چهار تا چهار تا اين عربهارو دريبل ميکردي و مثل برگ ميريختي روي زمين ،،، من اون موقع با تمام وجود بهت افتخار ميکردم و از اينکه تو يک ايراني هستي به خودم ميباليدم،،،

اما متاسفانه در دنياي مربيگري هر چه به جلو ميريم،، تمام اون خاطرات خوب رو يکي پس از ديگري از بين ميبري( البته اميدوارم در کلاسA اين موارد بديهي فوتبال رو بهت ياد بدن)

تو بايد ياد بگيري که يک تيم از شهر دور براي بازي اومده( که قطعا براي خودش هم خوب بوده) اما به عنوان يک آدم خاص ،، قبل يا بعد از بازي حتي براي دو سه دقيقه در کنارشان باشي تا دين خود رو ادا کرده باشي،،،، به هر صورت خيلي ها هنوز با خاطرات دوران بازيگريت خاطره بازي ميکنند( دقيقا مثل خيل عظيم طرفداران سپيدرود که هنوز با آمار بازي گري و عناويني که در دوران بازيگريت به دست آوردي سرخوش هستند)

 البته واقعيت اين هست که دقيقا در زماني دوباره به تيم اومده بودي که تيم تقريبا نزديک به سکته و مرگ بوده،،، و تونستي اين تيم رو از مرگ نجات بدي (البته اين يه بازي برد برد بود چون سپيدرود سر و‌سامان ميگرفت و علي کريمي هم تيم) و نبايد براي هيچ کدام از طرفين ( سپيدرود و علي کريمي)
 حق بيشتري به وجود ميومد،،،،

 بماند که وقتي اومدي مبلغ همون سفر رو از گردن خودت باز کردي( هزينه بليط رفتن به اهواز براي بازي) چون مدير هييت فوتبال گيلان فرامرز الماسخاله در پروسه آزار رساندن به من در ادامه آسيب زدن من ،، هزينه اين سفر رو در برنامه نگذاشت،،، و من موندم چهار  هزار يورو که بدهکار يک دوست صراف شدم و‌هنوز هستم،،،


جالب تر اينکه هزينه سفر رو قبول نکردي ولي در ترکيب تيم دخالت کردي و مدعي بودي مالک باشگاه شدي و تهديد کانالي ميکردي!!


 ببين علي کريمي برام اهميتي نداره که هواداران منتصب به تو چه برداشتي از اين متن ميکنند چون يه کم وجدان تو وجود آدم باشه،، با خوندن اين بيانيه ميشه خيلي از واقعيت ها رو فهميد،،،

اين ها رو برات نوشتم به اين دليل که از طريق مهندس بهار مست و شهرام حميدي در چند نوبت ازت خواستم که باهام بنشينيم تا من راه پول در آوردن براي سپيدرود رو بهت ياد بدم،،، چون قلبا نميتونم شکست و خواري اين تيم رو ببينم،،،

 تو که يکي دو سال ديگه اين تيم و شهر رو ميزاري و ميري( مثل استادت امير عابديني،،، اين يک حياط خلوت هست براي شما) اگر غير از اين بود نيم نگاهي به تيم هاي پايه سپيدرود ميکردي که از قضا در هر سه پايه خوب نتيجه ميگيرن و فقط از مديريت باشگاه انتظار کمي توجه دارند)!

 و اگر کسي به فکر فوتبال يک منطقه باشه بي شک توجه ويژه به تيم هاي رده هاي پايين ميکنه ،، چون براي آينده ديگه نياز اصليت گشتن در بازار دلالي فوتبال به دنبال بازيکنان از رده خارج شده نيست و خودت در ( لاماسياي خودت آنچه که ميخواهي پرورش دادي)

 امروز تو‌ به واسطه محبوبيتت هر جور که ميخواي رفتار کن،، ولي در مورد رشتي هاي اصيل يه موضوع رو‌ بهت ياد آوري ميکنم ،،، اگه يه روز بفهمن که به شعورشون توهين شده ديگه براشون علي و ولي نداره!

 در مورد الماس خاله ميخواستم برات بيشتر تو‌اين متن بنويسم،، ديدم حجم متن خيلي ميشه،، گذاشتم توي يه متن مناسب کاملا بتونم ايشون رو تفسير کنم،،، از روز اولي که انتصاب شد( ببخشيد انتخاب شد) و تا امروز که ردي از خودش در اين فوتبال گذاشته ،،،،،، حاوي داستانها تخلفات هست که به نظرم تو همين هفته با حوصله مينويسم،،،

 اگه علي کريمي با پشتوانه تماشاگر به جنگ با بدي هاي فوتبال ميره،،،
 
محسن نصر با پشتوانه خداش به جنگ با بدي هاي فوتبال ميره،،،،

 اميدوارم متوجه اشتباهت شده باشي و منبعد به ديگر تيم ها و نفرات اهميت بدي و احترام بزاري.
 

 






محسن نصر( پيشکسوت سپيدرود و مدرس فدراسيون فوتبال)

ارسال در: چهارشنبه 19 دي ساعت 14:32 (1397/10/19)

اخبار مرتبط برای این خبر ثبت نشده است
تا نمایش کامل نظرات لطفا منتظر بمانید
نام شما: *
ایمیل: * (بدون www)مثلا :  Ali2020@gmail.com
نظر:
در صورت تایید پیام، مرا مطلع کن
دقت کنید که ایمیل وارد شده باید درست باشد
اگر پیامی در این خبر اضافه شد مرا مطلع کن