90/ بوي پيراهن مارادونا
شماره خبر : 137895
ديه گو مارادونا که به واقع يکي از بي‌نظيرترين و فوق‌العاده‌ترين فوتباليست هاي دنياست و فوتبال را با تمام احساسي که داشت بازي مي‌کرد در بيان حس و ارزش پيراهن تيم‌ملي مي‌گويد : وقتي پيراهن تيم‌ملي کشورم با پوست بدنم برخورد مي‌کند حاضرم از خود بگذرم و با تمام وجودم براي موفقيت تيم‌ملي وطنم نهايت تلاشم را انجام مي‌دهم.

سوت آغاز


سيد رضا فيض‌آبادي

ديه گو مارادونا که به واقع يکي از بي‌نظيرترين و فوق‌العاده‌ترين فوتباليست هاي دنياست و فوتبال را با تمام احساسي که داشت بازي مي‌کرد در بيان حس و ارزش پيراهن تيم‌ملي مي‌گويد : وقتي پيراهن تيم‌ملي کشورم با پوست بدنم برخورد مي‌کند حاضرم از خود بگذرم و با تمام وجودم براي موفقيت تيم‌ملي وطنم نهايت تلاشم را انجام مي‌دهم.

مارادونا در جام جهاني مکزيک با گلي که به تيم‌ملي انگليس زد و تقريبا يک نفره آرژانتين را قهرمان جام‌جهاني 1986 کرد در قلب تمام آرژانتيني‌ها جاودانه شد. جمله معروفش بعد از  گلي که با دست وارد دروازه انگليس کرد يک ضرب‌المثل در تمام دنيا شد ‌که «دست خدا بود !»

استعمار انگليس بر سر جزيره‌اي که متعلق به آرژانتين بود بدجوري اين کشور آمريکايي جنوبي را در تنگنا قرار داده بود و از طرفي اقتصاد آرژانتين زندگي مردم را فلج کرده بود. قهرماني آرژانتين در جام‌جهاني مکزيک اين کشور را دگرگون کرد. آرژانتيني‌ها حسابي عقده‌گشايي کردند و بد جوري انگليس را تحقير کردند و از طرفي چرخ‌هاي زنگ زده اقتصاد آرژانتين به حرکت در آمد. مردم به زندگي اميدوار شدند و با غروري خاص به کار و رونق اقتصادي کشور خود مشغول شدند.

همه اين اتفاقات عظيم سياسي اجتماعي ، اقتصادي ، داخلي و خارجي را مردي بلند همت با قدي متوسط به نام «آرماندو ديه گو مارادونا» رقم زد.

مارادونا روح زندگي را با توپ گرد فوتبال به يک کشور برگرداند. حالا هم اگر مي‌گويد پيراهن تيم‌ملي را برتن مي‌کنم خودم را فراموش مي‌کنم جمله‌اي است که با عمق جانش مي‌گويد : او با تمام وجود مي‌خواهد به مردم دنيا و کشورهايي که در گير و دار مشکلات اقتصادي هستند اين اميد را بدهد که با تلاش و کوشش مي‌توان از زير  بار زندگي‌هاي سخت و هزينه هاي کمرشکن آن خارج شد.

او به بازيکنان و ملي‌پوشان اين نکته را مي‌خواهد القا کند که نقش ويژه‌اي را شما ها برعهده داريد. بله ، قهرمانان بزرگ فوتبال ، کشتي ،‌واليبال ، وزنه برداري، تکواندوي ما آيا تا حالا فکر کرده اند که با وجود تمام افتخارات چرا جاودانه نمي‌شوند؟‌ چرا مردم وقتي بهانه‌اي براي تخريب چهره يک قهرمان بزرگ کشتي به دست مي‌آورند انواع و اقسام لطيفه‌‌ها را براي او مي سازند  ؟!

چرا در قضيه ريزش ساختمان پلاسکو، مردم بيش از همه از قهرمانان حاضر در شوراي شهر تهران انتقاد کردند در حالي که خيلي هاي ديگر هم نقش داشتند!

متاسفانه قهرمانان بزرگ و نامي و مشهور ما به محض اين که از صفر به هزار مي‌رسند کاملاً خود را از مردم و جامعه جدا مي‌کنند  . طوري هم وانمود مي‌کنند که جامعه و مردم به ايشان بدهکارند. براي همين مارادونا در تمام دنيا جاودانه است و نجات بخش مردم ستمديده اش مي‌شود ولي قهرمانان ما بعد از اين که صاحب يک مدال المپيک يا جهاني مي‌شوند  و مال و منالي به هم مي‌زنند حساب خود را حتي از خانواده  هم جدا مي‌کنند  . بلافاصله از جنوب شهر به شمال شهر نقل مکان مي‌کنند و در بالاي شهر هم طوري وانمود مي‌کنند که از ده نسل گذشته  ايشان خان و خانزاده بوده‌اند و اصلاً به آنها ارتباطي ندارد که مردم در چه وضعي هستند و آنها چه ديني نسبت به مردم دارند  وقتي اقوام نزديک و حامي اوليه يکي از قهرمانان به شوراي شهر مي‌رود و با خوشحالي براي عزيزش گل و شيريني مي‌گيرد با اين جمله آقاي قهرمان مواجه مي‌شود که به ايشون بگويند اينجا کميته امداد نيست! ديگه هم اينجا که آمد اجازه ندين بياد ؟!؟ چون من کارهاي مهم‌تري دارم!

البته که مردم انتظار ندارند فرمانان در آمد و پول قرارداد شأن را با ديگران تقسيم کنند اما مردم از قهرمانان انتظار دارند که يک مقدار  مانند   مارادونا حس نوعدوستي و عشق به همنوع داشته باشند.

 

 

ارسال در:
اخبار مرتبط برای این خبر ثبت نشده است
تا نمایش کامل نظرات لطفا منتظر بمانید
نام شما: *
ایمیل: * (بدون www)مثلا :  Ali2020@gmail.com
نظر:
در صورت تایید پیام، مرا مطلع کن
دقت کنید که ایمیل وارد شده باید درست باشد
اگر پیامی در این خبر اضافه شد مرا مطلع کن