مقايسه برخورد برانکو و کي روش
شماره خبر : 138460
کارلوس کي‌روش همان روز اول بازيکني را که به او اعتقاد نداشت به تيمش راه نداد و جلوي همه ايستاد اما برانکو خم شد و رضاييان را پذيرفت تا همه برنامه هايش به هم بريزد و به سرمنزل مقصود نرسد.

مهر - خبر ساده بود: «پرونده رامين رضائيان در پرسپوليس بسته شد و طاهري جدايي او را تاييد کرد». اين خبر در حالي منتشر شد که تيم برانکو در ليگ قهرمانان آسيا عقب افتاده و براي بازگشت به کورس صعود به همه نيروهاي داخلي و خارجي خود نياز دارد.

هنوز هستند هواداراني که فوتبال را تنها از پنجره تلويزيون هفته اي يک بار مي بينند و آنها دوست دارند برانکو رضائيان را نگه دارد، درست مثل ابتداي سال که با وجود مخالفت صريح برانکو مبني بر بازگشت رامين رضائيان و مهدي طارمي فشار زيادي براي اين بازگشت به وجود آمد و ابتدا باشگاه و در نهايت برانکو خم شدند و اين دو بازيکن را به پرسپوليس برگرداندند و به اين ترتيب هم ساسان انصاري را از دست دادند و هم برنامه‌هاي برانکو براي جناح راست تکميل نشد و هم در دفاع وسط کمبود مهره اين تيم را آزار داد.

برانکو برعکس کي روش
برانکو از همان ابتدا تا حدودي طارمي را پذيرفت اما رامين رضائيان و برانکو هرگز رابطه شان ترميم نشد و جنگ پارتيزاني اين دو در پرسپوليس ادامه يافت تا اينکه در امارات کار تمام شد و جدايي نابه هنگامي توسط رضائيان رقم خورد. اين همان خشتي بود که کج گذاشته شده بود و در نهايت هم اين ديوار به ثريا نرسيد که نرسيد.

در اين زمينه مي توان رامين رضائيان را مقصر اصلي معرفي کرد، حتي مي توان خم شدن باشگاه و فشار آوردن به برانکو را هم جزو تقصيرها معرفي کرد اما به نظر مي رسد از منظر اصول مربيگري برانکو بيشترين تقصير را دارد. ايوانکوويچ را با کي روش مقايسه مي کنيم، آنجا که کي‌روش هر دو پا را در يک کفش کرد که رحمتي نبايد به تيم ملي برگردد و اگر خداحافظي کرده ديگر راه برگشتي ندارد، اين موضوع بي شباهت با قصه رضائيان نبوده و نيست، در واقع رضائيان هم با وجود تلفن هاي زيادي که برانکو به رامين زد، او پاسخ مربي خود را نداد و با وجود آنکه پرسپوليس مدعي بود که با رامين قرارداد دارد اما او باشگاه را رها کرد و به ترکيه رفت تا شايد بتوان اين کار را هم چيزي شبيه به خداحافظي در نظر گرفت.

برانکو اما مثل کي‌روش پاي اصولش نايستاد، تقريبا همه ايران جمع شده بودند تا رحمتي را برگردانند، از پيشکسوتان تا حتي روساي فدراسيون فوتبال و هواداران فوتبال در ايران، کي روش اما حتي لحظه و ذره اي خم نشد، او چون کوه جلوي اين فشار ايستاد و با رحمان احمدي و حقيقي راه را ادامه داد و در نهايت پس از سه سال و با توجه به همه درگيري هاي رحمتي با کي روش، قلعه نويي، مظلومي و منصوريان همه متوجه شدند که کي روش درست مي گفته است.

ايوانکوويچ درست مي گفت اما ...
برانکو هم همان روز اول درست مي گفت. او مي گفت: «بازيکني که بي توجه به باشگاه خود حتي جواب تلفن مربي اش را نمي دهد، نمي تواند براي تيم با همه دلش بازي کند و به تيمش کمک کند». با اين حال برانکو روي اصول خود نايستاد و کي روش اما ايستاد و در نهايت هم به جام جهاني رفت، هم جانشين رحمتي را پيدا کرد. برانکو اما وسط راه دستش در پوست گردو گير کرد و برنامه هايش به هم ريخت. برانکو آن روز مثل يک فرمانده جلوي فشارهاي هواداران و باشگاه نايستاد اما کي روش جلوي هواداران بيشتري ايستاد و حتي وساطت فدراسيون و مصاحبه هاي نمايندگان مجلس را هم گوش نکرد.

حالا او هم اقتدارش در امارات و بين بازيکنان زير سوال رفته و هم برنامه هايش به هم ريخته است. در واقع در اين اتفاق برانکو شايد مقصر اصلي باشد چون هواداران اصول را نمي دانند، باشگاه هم تا حدودي همينطور. اما برانکويي که ادعاي نشستن روي نيمکت تيم ملي ايران را دارد و چند قهرماني را در کارنامه خود مي بيند نبايد چنين اشتباهي را انجام مي داد که در آخرين روزهاي ليگ هم خط دفاعي اش به هم بريزد هم اقتدارش زير سوال برود و هم کلي حاشيه به تيم وارد شود.

ارسال در:
اخبار مرتبط برای این خبر ثبت نشده است
تا نمایش کامل نظرات لطفا منتظر بمانید
نام شما: *
ایمیل: * (بدون www)مثلا :  Ali2020@gmail.com
نظر:
در صورت تایید پیام، مرا مطلع کن
دقت کنید که ایمیل وارد شده باید درست باشد
اگر پیامی در این خبر اضافه شد مرا مطلع کن