يادداشت مربي آلماني براي سرخ آبي ها !
شماره خبر : 139097
اصولاً اغلب طرفداران فوتبال در ايران فقط زرق و برق ها را ميبينند، كوركورانه حواشي ناپسند ستاره هاي پوشالي را تقليد ميكنند و براي هركار خوب و بد بازيكنان تيم شان، هوررااا ميكشند. فالو مي كنند، لايك مي زنند و در اين بين، فقط عده اي مشخص از لايك و جيب و جيغ و هوررراي اين طرافداران، سود ميكنند

  

اپيزود اول: تهران. شانزدهم آگوست 2017

در راه بازگشت به خانه، داخل قطار مترو، روي صندلي نشسته ام و از طريق گوشي، ايميل هايم را چك ميكنم كه صداي ظريف يك كودك دست فروش، مرا به خود مي آورد...

سرم را بالا ميكنم و چند ثانيه اي مات و مبهوت نگاهش ميكنم. نايلوني در دست دارد و در ميان انبوه مسافران، جنسي كه نميدانم چيست تبليغ ميكند. تا آخر حرف هايش، به او زل مي زنم. نمي دانم چند دقيقه طول كشيد اما انگار كل اتفاقات و دغدغه هاي آن روز خسته كننده را فراموش كرده ام.

مسافر كناري، دستي روي شانه ام گذاشت: آقا... آقا شما اينجا بايد پياده شويد. براي رفتن به يوسف آباد، از ايستگاه مترو خارج شده و تاكسي هاي ضلع شمال ميدان را سوار شويد.

هنوز به آن كودك دست فروش فكر ميكردم كه باز همان مرد ميانسال، آهسته در گوشم گفت: اين چيزا در ايران طبيعيه، ناراحت نشيد. از اين دست فروش ها همه جاي شهر زياد خواهيد ديد.

غم زده از ميان جمعيت، خودم را بيرون كشيدم. درحالي كه سعي ميكردم عادي تر باشم تا كمتر زجر بكشم. مدتي روي صندلي ايستگاه نشستم. تصوير آن پسرك معصوم هنوز توي ذهنم بود. ياد لباس هاي كهنه اش افتادم و تصوير كفش هاي خسته اش، كه چون پُتكي سنگين به سرم فرود آمد. نگاهي به سر و وضع خودم انداختم و از لباس هاي شيك و اروپايي خودم بدم آمد. كفش هايم را كه ديدم، اشك در چشمانم حلقه زد.

آن روز، در مسير باقيمانده تا خانه، به اين مي انديشيدم كه چرا بين مردم اجتماع ايران اينهمه فاصله طبقاتي به وجود آمده؟ و چرا، وضعيت آن كودك، براي اطرافيان خيلي عادي و بي اهميت بود.

اپيزود دوم: فرودگاه هامبورگ. بيست يکم  آگوست 2017

 

استقلال و پرسپوليس، دو تيم دولتي هستند كه با بودجه دولتي، كمك هاي مردمي و صدقه ي هواداران اداره ميشوند. هنوز در حد و اندازه يك باشگاه حرفه اي نيستند و از خود هيچ درآمدي ندارند. نه تنها به كشور و عموم مردم سود نمي رسانند بلكه مايه ي دردسر و از بين رفتن سرمايه هم هستند. علاوه بر اينها، در زمينه فرهنگي هم، هر چه تا بهنجاري  فرهنگي بروز ميكند، اول از اعضاي اين تيم ها سرچشمه ميگيرد. از تتوهاي جورواجور گرفته تا درست كردن مدل موهاي عجيب و قريب ، از لباس پوشيدن هاي ناشيانه و بدتركيب تا الفاظ زشت و كري هاي ناپسندي كه در صفحات مجازي نثار يكديگر ميكنند، همه و همه نه براي ايرانيان كه براي هرملتي مايه تأسف است.

اين دو تيم پرطرفدار، چه گلي به سر مردم ما زده اند. چه افتخاراتي كسب كرده اند كه سودش عايد مردم ما شده باشد؟ مردمي كه در سرما و گرما در استاديوم هاي غيراستاندارد حاضر شده اند از جيب شان هزينه كرده اند و در آخر يا فحاشي هاي جديد از هم يادگرفته اند يا  از ليدر كتك خورده اند.

اين سوال براي اين است كه روشن شود اهميت حواشي اين دو تيم چرا اينقدر براي طرفداران فوتبال مهم است درحالي كه هيچ چيز هواداران فوتبال حتي مرگ شان در استاديوم، براي مديران و بازيكنان اين تيم ها مهم نيست

آيا اين عدالت است

از اينها گذشته، باشگاه هاي خيلي خوب و حرفه اي و كم حاشيه اي در شهرهاي مختلف ايران هستند كه حتي بزرگترين تغيير و تحولات شان هم به چشم نمي آيد

چرا خبرنگاران و روزنامه ها و اصولاً سران فوتبال، فقط اين نورچشمي هاي پايتخت را مي بينند.

آيا اين همه تبليغ و بوق و كرنا براي تيم هاي زيان رسان پايتخت عدالت است.

چه اهميت دارد طرفداران بدانند برانكو با چه كسي چاي و كيك خورده و يا منصوريان آخرين بار، كي به ميهماني رفته .

در حالي كه سرمربي فلان تيم شهرستاني، آن چنان فني و تاكتيكي بازيكنان جوان و يكدست و گمنامش را تمرين مي دهد كه مقابل نور چشمي هاي پايتخت، هر سه امتياز بازي را مي گيرند و در سكوت خبري، غريبانه به شهرشان باز ميگردند.

آيا اين عدالت است.

اصولاً اغلب طرفداران فوتبال در ايران فقط زرق و برق ها را ميبينند، كوركورانه حواشي ناپسند ستاره هاي پوشالي را تقليد ميكنند و براي هركار خوب و بد بازيكنان تيم شان، هوررااا ميكشند. فالو مي كنند، لايك مي زنند و در اين بين، فقط عده اي مشخص از لايك و جيب و جيغ و هوررراي اين طرافداران، سود ميكنند. يك تجارت با سود يك طرفه ي بسيار. نقشه اي از پيش تعيين شده براي خالي كردن جيب طرفداران فوتبال، پر كردن جيب واسطه ها و بازيكناني كه بعضاً تا همين ديروز، دست چپ و راست شان را هم نمي شناختند.

مردم ما به حاشيه كشيده شده اند براي همين هم به حاشيه ها بيشتر توجه ميكنند، براي همين هم دو تيم قرمز و آبي، طرفداران بيشتري دارند، چون جوسازي صورت گرفته در اطراف آنها بيشتر از ساير باشگاه هاست. مثل طبل تو خالي هستند. سر و صدا زياد دارند اما از درون خالي اند، هياهو براي هيچ و پوچ.

آنها از حمايت مستقيم دولت و رسانه ها و هواداران عاشق اما ساده برخوردارند.

دو تيمي كه هم مالك شان يك شخص و ارگان است و هم، اسپانسرشان يك برند مشترك.،و اين چيزي ست كه در دنيا بي نظير است و مرد م عادي، اينها را نمي دانند.

 

مسأله بعدي سامانه هاي پيامكي ايجاد شده براي هواداران فوتبال است. يك راه فريبنده پردرآمد براي پركردن جيب عده اي سودجو. وقتي از روش كاركرد اين سامانه ها آگاه شويد متوجه خواهيد شد كه از راه فرستادن پيامك، چه سودي هنگفتي به جيب اسپانسر، باشگاه، و عده اي بروكر و دلال ميرود. شايد ميانگين مبلغ 15 تومان يا هرعددي نظير آن، به تنهايي براي يك هوادار عاشق مبلغي به حساب نيايد اما وقتي آن را در ميليون ها ضرب كنيد، متوجه عدد و رقم جابجا شده در هر نظرسنجي و در هر مسابقه خواهيد شد. بيچاره هوادار ساده كه تيمش را همه جوره عاشق است و همه جانبه حمايت ميكند اما لعنت به ناسپاسي، لعنت به فريب، لعنت به بي عدالتي...

باشگاه هاي تهراني، نسبت به هواداران ميليوني شان، مساوات ندارند. خبرنگاران و رسانه ها هم به تيم هاي مختلف به يك چشم نگاه نمي كنند پس آنها هم در اين بي عدالتي ها شريكند.

 

 

Ehsan saedian

Technical Supervisor and Consultant of DFB

ارسال در:
يک مقايسه سرخ آبي ( بازدیدها :2993 ) ( چهارشنبه 1 شهريور ساعت 20:06 )
بگذاريد برانکو استقلال را ارنج کند ؟! ( بازدیدها :3851 ) ( چهارشنبه 1 شهريور ساعت 04:29 )
برانکو و طارمي موضوع روز ( بازدیدها :4353 ) ( جمعه 27 مرداد ساعت 09:20 )
آقاي برانکو ! همين فرمان به پيش ( بازدیدها :3250 ) ( جمعه 27 مرداد ساعت 23:29 )
آقاي مدير تغيير خير تحول آري! ( بازدیدها :3166 ) ( جمعه 27 مرداد ساعت 23:35 )
آقاي منصوريان ! افکار را درست کنيد ( بازدیدها :4405 ) ( جمعه 27 مرداد ساعت 23:38 )
اتفاقي بي سابقه در فوتبال ايران ( بازدیدها :4781 ) ( چهارشنبه 25 مرداد ساعت 05:34 )
تا نمایش کامل نظرات لطفا منتظر بمانید
نام شما: *
ایمیل: * (بدون www)مثلا :  Ali2020@gmail.com
نظر:
در صورت تایید پیام، مرا مطلع کن
دقت کنید که ایمیل وارد شده باید درست باشد
اگر پیامی در این خبر اضافه شد مرا مطلع کن